می‌خواهم درباره اوضاع کشور بنویسم؛ قلمم خشک می‌شود.

اقتصادی که تورمش اینقدر پرشتاب است، سقوط ریال و بیکاری کورونایی
تحریم‌هایی که بهانه به هر فاسد اقتصادی می‌دهد که کارش را پیش ببرد،
مشاهده پررویی مفسدین اقتصادی در دادگاه و طلبکاری‌اش از قاضی،
شنیدن احکام اعدام آبان ماه و مبهم بودن جزیٔیات،
آتشسوزی‌های گسترده، انفجار تاسیسات کشور در نطنز و پارچین، کولبرها…
آری، قلمم خشکیده، اجنبی دنبال آشوب است و مردم هم خشمگین و جامعه ناامن رفتارش تله ایست؛ حاکمیت قطعا می‌داند که باید به این مردم امید دا‌د
اما من، حداقل به درد مردم اضافه نمی‌کنم، به کسب و کار مردم کمک می‌کنم، به غنی‌سازی رابطه عاطفی‌هاتون کمک می‌کنم، من هم تو قایق شما هستم… هم سرنوشتیم.

این مطلب را هم بخوانید
وقتی نهایت آرزوی پانزده سال پیش ما، اسباب بازی بچه‌ها می‌شود.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *