هنوز کارها و رویاها و آرزوهاى سال جدیدم را ننوشته ام، انگار عمدى عقب میندازمش ، یه صدا بهم نهیب میزنه تو سرم که “مردم زیر بمب خونه زندگیشان نابود میشه، خونه مادرت و حتى خودت اینهمه آسیب خورده، میخواى بشینى از رویاهات بنویسى؟ آب زرشک !”
البته که آخرش باید کارِدرستِ نوشتن To Do list را انجام بدى که کمتر عمرشریف را حرام کنى.
روز نوشت های زیر بمباران


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.