
پرده را درست کیپ نکرده ام
ساعت ۳ که از خواب برخاستم، دیگه خوابم نبرد که نبرد، یک چیزی نوشتم تو کانال ، افتادم به خوانش بقیه کتاب نقشهایی به یاد از احمد اخوت که با ریزترین فونت انگار منتشر کردنش😡 ؛ ساعت از ۵ گذشت و کمی نور سپیده دمان از لای پرده به داخل اتاق میومد. چراغ را خاموش کردم وخزیدم زیر پتو ، شبها بابت مراقبت از خرده شیشه های انفجار احتمالی، پرده ها را کیپ میکنم اما انگار این یک تکه بازمانده بود؛ صدایی شبیه طیارههای دشمن از بیرون آمد، حال و حوصله نداشتم دیگر به راهرو پناه ببرم ، به خودم گفتم حتما صدای فن کوئل سقفیه!
به درازکشیدن و خیرگی به تکه باز پرده ادامه دادم تا دیگه خوابم برد.
#یادداشتهای_زیر_بمباران
۱۶ فروردین
یادداشت دوم


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.