
دم غروبى رسیدم خونه، با پسر و خانومم نشستیم جهت آمادگى خواب، دو قسمت از سریال Pitt با کلى بخیه و خون دیدیم !
حول و حوش ٢٣:١۵ مشغول مسواک بودم که تمام خونه از شدت بمباران اطرافمان لرزید، بچه ها با شتاب اومدند تو راهرو، هواپیماها نمیرفتند و سه دقیقه اى طول کشید تا قشنگ اطرافمان را شخم زدند. خاک و دود کل محل را فراگرفت، اینترنت گوشى و خونه قطع شد ! ترکیب مسمومیت، کمردرد و لرزیدن زیر بمبارون، سندروم دارکیه!
#یادداشتهاى_زیر_بمباران
یادداشت دوم


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.