وقتی آخر عیددیدنی با فک و فامیل قزوینیم، قرآن بزرگ حاوی اسکناسهای نو‌ میآوردند، چشمان رسا برق میزد:

امیدوارم از این روزها و شبها، بیشتر این دلخوشیها، به یادش بماند.

#یادداشتهای_زیر_بمباران
یادداشت چهارم

این مطلب را هم بخوانید
روز بیست و هفتم جنگ: زندگانی یا زنده مانی؟
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *