زندگی برای جوانیکه پس از جراحی جمجمه پس از یک تصادف موتورسیکلت در ICU بیمارستان امیراعلم بستری است، هر لحظه اش بسیار مهم است، شاید برای مرد ۹۱ ساله مقیم در خانه سالمندان « سعادت» که کنترل حافظه و مثانه اش را از دست داده، ادامه این زندگی خیلی ارزنده نباشد (هرچند این را هم مطمئن نیستیم!).

خودم در این ۵۰ سال اول😉، زندگی را امری بسیار با ارزش یافتم، حتی این روزها که زیر بمب و آتش و خاکستر نفت بوده ایم؛ دست و پا میزنم از «زنده مانی»، کمی آنورتر بروم و «زندگانی» را عمیق تر تجربه کنم.
شما چی؟

#روزنوشتهای_زیر_بمباران
روز ششم فروردین
یادداشت دوم

این مطلب را هم بخوانید
1 فروردین: روز بیست و دوم جنگ(3)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *