چقدر این نامه آموزنده بود

شاید بعضیها بدانند که از سال ۲۰۱۸ معتاد به نامه خوانی شدم ، گاهی بهترین هدیه بهم، خواندن یک نامه قدیمی در همون کاغذهای قدیمی باشد که فلان شاگردم از اسباب اثاثیه و آرشیو خانوادگی شان برایم آورده ، وقتی بیفتید تو این مسیر، کتابهای خوب کم نیست؛ یکیش ، نامه ایست از ابراهیم گلستان به سیمین دانشور که در تاریخ ۴ فروردین ۱۳۶۹ در لندن نوشته شده ! عباس میلانی هم در مقدمه اش یادآور میشود که این نامه، حاوی دهها نکته از فضای روشنفکری و تاریخی ایران هم هست.
بخشهایی از نامه که به علت مهاجرتش از ایران اشاره میکند :
«درهر حال ما دیدیم در حقارت هاى غریبه زندکى کنیم کم تر درد مى کشیم تا در حقارتها و دروغ هاى خودمانى. اول سال ۱۹۶۷ آمدم بیرون ،هفت -هشت ماهى ماندم، لیلى ( دخترش، لیلی گلستان) میخواست عروسى کند ناچار برگشتم. فروغ نبود و نبودن او دردناک بود…»

در جای دیگر نامه مینویسد :
« شاید هم چیزى که مرا از آنهمه حماقتها و آلودگى ها نجات داده است، همین بى نیازى به حس هم جنسى بالجن نشینان و لجن زادگان بوده است، وهمان طورکه تو گفته اى ، شاید تصادفى بوده که ما این حس را کردیم اما به جان سیمین، تصادفى نبوده که این حس را نگه داشتیم و شاید هم رشد دادیم در خودمان، و گول زرق وبرق تعریف و تمجید و حتى دشنام وبدى ها را نخوردیم.»
————
راستی چرا فرهنگ نامه نویسی و تمبر و ارسال پستی و…از بین مردم ما و حتی متفکرین ما رفت؟
————
#روزنوشتهای_زیر_بمباران
روز چهارم فروردین ۱۴۰۵
اولین نوشته

این مطلب را هم بخوانید
روز چهلم جنگ: بهمن خونین جاویدان
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *