ساعت ۳:۰۵ بود که با دل درد و کمر درد از خواب پریدم، خانمم خبر آتش بس دو هفته ای را گفت، شگفت زده نیم خیز شدم، درد در تنم پیچید اما نتوانست شادی ام را غارت کند، همین شادی یک ذره ای، به میلیونها هموطن داخل و خارج میهن کمک میکند بعد از چهل روز رنج و بیخوابی، امشب پلک بر هم بگذارند.
پسر و همسر امشب در راهرو نمیخوابند.

#یادداشتهای_پس_ازبمباران
یادداشت اول

این مطلب را هم بخوانید
روز سی و دوم جنگ: آخر شاهنامه
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *