دیشب که پرسپولیس به الدحیل قطر باخت، گزارش بازی توجهم را جلب کرد.

شکایت و شکوه بود از فیفا و فدراسیون آسیا و وقت‌کشی و …
زمان جنگ هم فضاهای ورزشی ما و تحلیل‌ها و مطبوعات ورزشی، اکثرا از جنس بازی قربانی بود؛
اون روزهای بچگی، چقدر به عنوان یک پرسپولیسی تیر غصه می‌خوردم برای حق‌کشی در حق تیمم که عمدتا وهم تزریقی بود؛
من که سال‌هاست از فوتبال کشیده‌ام بیرون ولی رنج می‌برم که به جای رشد منطقی ورزش (مدل بالغانه آلمانی) اکثرا دنبال حواشی هستیم.
وقتی نخواهیم مسوولیت کاستی‌های خود را بپذیریم، دنبال جلاد نشان دادن بیرون از خود می‌گردیم.
سال‌ها مثلث کارپمن درس دادم تا بازی قربانی کمتر بشه… میشه؟
پ ن
من اینقدر تو کودکیم عکس فوتبال جمع می‌کردم که کل ورزشی‌فروشی‌های منیریه می‌شناختنم؛ تو تمرین تیم‌ها می‌رفتیم به عشق دیدن علی پروین که یه توپ شوت کنه واسه ما عشاق؛ امضای اکثر بازیکن‌های پرسپولیس را داشتم؛ بعدها ناگهان فوتبال را کنار گذاشتم؛ احساس کردم توش فساد زیادیه؛ ما عشاق همه سرکاریم.
بعدها وقتی فهمیدم دختران زیادی هستند که دوست دارند ولی بی‌دلیل نمی‌توانند استادیوم بروند، لذت استادیوم رفتن را هم گذاشتم کنار، الان شاید اگر تماشاچی راه بدهند پسرم را یکبار ببرم تجربه کنه… تو‌ خونه گاهی می‌شینیم بازی می‌بینیم و بعدش با هم فوتبال بازی می‌کنیم…
اون عشق دیگه در سر نیست،
جاش سر کچله😂

1+
این مطلب را هم بخوانید
به پسرم رسا
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *