
«کتاب باید تبر باشد برای دریای یخزدهای که در درون ماست.»
منبع: نامه به اُسکار پولاک، ۱۹۰۴
۱)
چهارم دى زمستانى که گذشت پراگ بودم، شبى در یک موزه از یک کتاب عکس خوشم آمد، خانم هفتادساله مسوول موزه بهم گفت یک جا اون کتاب را برای فروش در این شهر داره امشب و آن “خانه کافکا” است، برو اونجا دخترم مسوول کتاب فروشیشه، درو برات باز میکنه، بهش تلفن میزنم؛ پرسون پرسون رسیدم اونجا، ماریا ٣۵ ساله بود، از سمت پدر یهودى بود، از کافکا برایم گفت که چه سختیهایى با خانواده اش داشته…کتابه را هشتصد فرانک چک خریدم؛ عکاسیهاى حیرت آور یک زن است به اسم Dogma از کودکان چک در سالهاى دهه هفتاد میلادى
دلخوشیم، هر جای زمین که میروم، عکس و کارت پستال و تمبره
٢)
کافکا نمونه زندگى در ابهام، بیمارى، جنگ جهانى، فشار کارى است و در اثر سل حنجره در ۴٠ سالگى از دنیا رفت؛ چند جمله الهام بخش او را که براى خودم یادداشت کرده ام، تقدیم میکنم:
✔️ «راه از پیش ساخته وجود ندارد. راه با قدمهای تو ساخته میشود.»
منبع: یادداشتهای دفترچهها، ۱۹۱۷
✔️«از خودت بیرون نرو. در اعماق درونت حقیقتی هست که منتظرت مانده.»
منبع: دفترچهها، ۱۹۱۸
«بگذارید بد، بد بماند و به “بدتر” مبدل نگردد.»
علیرضاشیرى
#یادداشتهای_آتشبسون
۲۳ فروردین
یادداشت دوم


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.