جامعه ایرانی از اعتراضات ۱۴۰۱ به سمت قطبیت بیشتر پیش رفت، انتخابات به تشدید این قطبیت انجامید و فجایع دیماه ۱۴۰۴ و جنگ تازه، دوگانه حزب اللهی- پادشاهی را به نهایت خود رسانده است و بخش افراطی هر دو گروه طوری عمل میکنند که افراد میانه رو تر ، تحقیر و طرد بشوند. برچسب زنی، دم دست ترین شیوه ایست که این گروه ها برای راحت کردن خیال خود به کار میگیرند؛ زمانیکه نتوانند با معیارهای ساده خود، طرف مقابلشان را دسته بندی خویش جاکنند.
افراد جامعه از ترس برچسب خوردن چه بسا ناخودآگاه به « مکانیسم همرنگی Conformity» روی بیاورند که Cass Sunstein در کتابش درباره آن توضیح داده است:
«اگر اعضاى یک گروه فکر کنند داراى هویت مشترک ودرجه بالایى از همبستگى هستند، قطبى شدن شدیدتر خواهد شد.
یکى از دلایل آن این است که اگر افراد احساس کنندکه بنابر عواملى (مثلاً سیاست یا اعتقادات مذهبى) متحد شده اند، اختلاف نظرهایشان را تعدیل مى کنند. اکر تکتک اعضا تمایل داشته باشندکه یکدیگر را مهربان، دوست داشتنى وشبیه به خود تلقى کنند، اندازه واحتمال تغییر بیشتر مى شود.
وجود پیوندهاى عاطفى تعداد بحث هاى متنوع راکاهش مى دهد وهمچنین تأثیر گذارى اجتماعى بر انتخاب را تشدید مى کند.
یکى ازکاربردهاى ذکرشده در بالا این است که اشتباهات زمانى افزایش مى یابند که اعضاى گروه
بیشتر ازطریق پیوندهاى عاطفى ونه ازطریق تمرکز بریک کار خاص متحد باشند. دراین صورت، این احتمال وجود دارد که دیدگاه هاى جایکَزین کمتر بیان وارائه شوند.»
(ترجمه بهروز گرانپایه-نشر اگر- ۱۵۰ صفحه- با احترام ترجمه آقای گرانپایه میتوانست خیلی روان تر باشد و برای خواننده فارسی زبان ملموس تر بشود😔)


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.