
مى دانى، این همه مدت، چه چیزى مانع نوشتنم براى توشده؟ قطعاً ترس «بدعادت کردن» تو با تحسین هاى بیش ازحد نبوده. من اعتقادى به این قبیل احتیاط هاى مثلاً تربیتى ندارم: برزبان نیاوردن تحسین معقول وبه حق در مورد افرادى که مستحق آن اند، صرفاً به خاطر اینکه هنوز جوان اند.
برعکس، یقین دارم که باید تعریف و تمجیدهایمان رابیان کنیم، و از قضا به جاى سرکوب شادمانى ناشى از ابراز خرسندى مان، بهتر است انتقادهایمان را پنهان سازیم – اثر این شادمانى در گیرنده به مراتب بیشتراز آسیب تحسینى است که احیاناً موجب تورم خودبینى او مى شود.
درهر صورت، درمورد تو، بالتوس عزیز من، ابدا جاى نگرانى نیست.
۳۱ دسامبر ۱۹۲۰
—————
نویسنده نامه بالا موقع نوشتنش ۴۵ سال داشته، یکی از بزرگترین ادبا و شاعران زبان آلمانی بوده که تحصیلاتش ادبیات، فلسفه و تاریخ بوده، در شب سال نو که همه مشغول میهمانی و … هستند ، این نامه را نوشته؛ برای که؟ برای یک پسرک ۱۲ ساله به اسم بالتوس که گربه اش را گم کرده و در سوگ این گم کردگی، چهل نقاشی با مضمون گربه کشیده و *رنه ریلکه* بزرگ اصرار میکند که با پیش گفتار خودش برای نقاشیها، آن چهل اثر به شکل یک کتاب منتشر شود.
بالتوس فرزند یکی از دوستان محبوب ریلکه است که شاعر غمش را دید و آنرا نادیده و پیش و افتاده نه انگاشت، بلکه پافشاری کرد که غم بزرگ به هنر مبدل گردد و شعله این کیمیاگری را با ارسال نامه های متعدد به او محفوظ داشت.
ریلکه تنها شش سال بعد در اوج ادبیاتش از دنیا رفت. شاید حیرت کنید اما او در این ۵۱ سال بیش از ۱۴۰۰۰ نامه به خوانندگان آثارش، مردمانی که دوستش داشتند نوشت
علیرضا شیری
#معرفی_کتاب_فیلم
#یادداشتهای_آتشبس
۲۲ فروردین ۱۴۰۵
یادداشت اول


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.