شاید بارداری
بانویى نهایتا پنجاه ساله بود، اولین کسى بود که در دورهمى ١٩ فروردین میخواست صحبت کند، عینکش را زد که از روى گوشیش، متنى را که نوشته بود، بخواند:
” بسیارى از بودنهایم را از دست داده ام ولى باکى نیست، آدمى تازه خواهم ساخت”
ازشون تشکر کردم و یاد شگفتى فیزیولوژی بدن زنانه افتادم و برایش گفتم هر ماه سلولهای از کارافتاده لایه داخلی رحم یک زن فرو میریزند و در ظاهر یک زن، یک هفته خونریزی و دل درد را تجربه میکند ولی در همان روزهاى سخت، سلولهایى تازه در همان رحم در حال رشد سریعند تا بافت رحمی را برای روز چهاردهم سیکل و بارداری احتمالی آماده سازند. در بدن زن باشکوه ترین همزمانی *«ریزش و رویش»* را شاهدیم
انگار در روان ما اگر بودنهایی میریزند، ماییم که میباید بارورانه، بودنهای تازه مان را آبستن گردیم و از جنین تازه مراقبت کنیم سقط نشود
علیرضاشیرى
#یادداشتهای_آتشبس
بیست فروردین
یادداشت سوم



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.