
این حال تهران را دوست دارم،
شاید ده دوازده روز در کل سال این زیباى وحشى چنین رخ بر میتابد، کوههایش مه آلود میشوند و
دلت کمى گرم است که
این زیباى مهربان،
کمى برف پشت اون ابهام ابرها،
براى تشنگى مردمان تب زده شهر به وقت مرداد،
کنار گذاشته
————
آتشبسون ( واژه خودساخته !) براى من حکم یک وقفه بین دو بازجویى دژخیمان است، نمیدانى کى میایند سراغت اما ته دلت میخواهى که همه چیز تمام شود و مردمت سربلند گردند،
چه با تو، چه با یاد تو
علیرضاشیرى
٢٣ فروردین
یادداشت پنجم


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.