عید قربان براى ما مسلمین نماد بزرگیست

عید ما روزیست که عمده مردم با روزی هشت ساعت کار، بتوانند جلوى خانواده‌شان سرشان بلند باشد،
خجالت نکشند،
بتوانند با زن و بچه و شوهرشان بخندند و به اندازه خودشان تفریح کنند؛
دوست عزیزی پیشنهاد لایو مشترک داد، حس و‌حالی نداشتم با این حال پرسیدم چه موضوعی؟ گفت درباره «رازهای موفقیت تو»
گفتمش برادر! نور دیده!
در دورانی که فساد ادارى و رانت و حزب‌بازى و بى‌کفایتى مدیریتى و تورم و تحریم و کرونا و تشنگى مردم خوزستان و سیستان، رنج عظیم بر جان مردمان آزاده و با شرافت نشانده، به کدام موفقیتم فکر کنم؟
هزار بار از چند ماه پیش فکر کرده‌ام الان این درس‌هایى که می‌دهم، بدرد این کشور نازنین می‌خورد؟ آیا اینکه من به بهره‌ورى مغز و زندگى رهبران و مدیران کمک می‌کنم بهترین کاریست که می‌توانم؟ اینکه به زندگی عاطفی مردم کمک می‌کنم فایده‌ای دارد یا توهم مفید بودن دارم؟
بعضى‌ها می‌پرسند چى شد از روزى شش پست افتادى به یک پست در روز؟ می‌گویم که درونم مثل هورالعظیم داره می‌خشکه، می‌دانم که کار نکردن و به همین افراد کمک نکردن اشتباهه
می‌دونم ناامید نیستم،
ولى غم بزرگى بر سینه‌ام مدت‌هاست سنگینى می‌کند،
بنده نه یاس فلسفی دارم (که شاگرد مکتب مولویم) نه افسرده‌ام (که می‌دانم افسردگی چیست)، دانستن و نتوانستن و‌ نتوانستن و‌ نتوانستن، فرسوده‌ام کرده
درونم را برهوت کرده،
بنا بود امشب عازم نجف اشرف باشم، فعلا نشد؛ دلم خوش بود شاید با زیارت امیرالمومنین، کمى جانم نفسى بگیرد،
به شدت تاریخ معاصر می‌خوانم هم ایران هم شوروی هم کشورهای شبیه خودمان؛ که بفهمم چه کارهایی نکنم، چگونه موجودی نشوم که فقط فکر خودش و رفاهش باشد
مرا عفو کنید اگر سوالات درونم را که احیانا بدرد بقیه نمی‌خورد، اینجا نوشتم
جانتان گرم و روشن باد
و در آخر فرازی از دعای حضرت سجاد در عید قربان تقدیمتان:
و خداوندا‌ ای پروردگار ما، که پادشاهی زیبنده توست، و سپاس حضرتِ تورا سزد، و خدایی جز تو نیست، بردبار و بزرگوار و مهربان و، دارای عطای گسترده‌ای، و خداوند جلال و اکرام، و پدید آورنده آسمان‌ها و زمینی، هر چه میان بندگان مؤمنت قسمت کرده‌ای از خیر یا عافیت یا برکت یا هدایت یا توفیق طاعت، یا خیری که بر اهل ایمان انعام می‌کنی، و به سبب آن به سوی خود هدایتشان می‌نمایی، یا در پیشگاهت مقام آنان را به آن بلند می‌کنی، یا بدان سبب خیر دنیا و آخرت به آنان می‌بخشی، از تو می‌خواهم که بهره و نصیب مرا از آن فراوان کنی

این مطلب را هم بخوانید
شاد از غم شو که غم دام لقاست

علیرضاشیری

1 پاسخ
  1. معصومه
    معصومه گفته:

    آخ گفتی دکتر جان. چشم مون به مدیا توانگری سفید شد که مطلب جدید بذارید. سوالات درون شما فکر کنم سوال درون اکثر ماست در این اوضاع و احوال. صحبتهای حال خوب کن تون رو از ما دریغ نکنید در این وانفسا…

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *