درسته شما بیشتر مرا معلم دیده‌اید ولی من در ٢۵ سالگیم طب را تمام کردم،

اگر در کارم توفیق دارم به خاطر طرز فکریست که طبابت می‌آموزد.
اساتیدم به من آموختند درد را بفهمم و بکاهم
این جمله ساده، قطب‌نماى من در ادامه زندگیم شد و هر آنچه بعدا آموختم یا کار کردم بر اساس همین آموزه بوده است.
هزار بار دیگر هم که برگردم به دبیرستان، پزشکی را انتخاب می‌کنم و محیط پررقابت و سختش را که من را در زندگیم یک تکاور جان‌سخت بار آورد.

الان در یک سازمان
در کلاس دانشکده
در یک جلسه کوچینگ
در یک نوشته،
دنبال فهم مساله و سپس حل مساله‌ام

احترامم را نثار همه زحمتکشان سرزمینمان خصوصا اطبا می‌دارم؛ بخصوص بزرگواران شش ماه گذشته مبارزه با کرونا
و درود میفرستیم به روح پرسنل درمانی درگذشته در اثر کرونا
پ ن
دکتر حسن عشایری (مغز و اعصاب) و دکتر مهرداد افتخار و میرفرهاد قلعه‌بندی (روانپزشکی) دکتر سید محسن رضوی (هماتولوژی) را نماد اطبای متفکری می‌دانم از ایشان، زندگی هم آموختم.

0

تمرین کنیم روزى هزار بار که
زن مطلقه یا بیوه ،”میوه” نیست؛
اگر هم باشد، تو دست آدم لایق میره نه یک نر
هوسباز!
بیوه، مطلقه … قبل از اینکه یک سوژه جنسى باشد؛ یک انسان است که شهامت داشته به یک تلخى پایان دهد؛
این زرنگى نیست به شیوه هاى مختلف بهش نشان دهى ارزشش به خوابیدن با توست؛
توى نر به کمک نیاز دارى که ارزشمندى خودت را به مردانگى و پختگى ببینى نه تعداد مخهایى که زده اى؛
در اینصورت میفهمى چگونه میتوان با یک زن هم آغوش شد و انسان ماند
این متن ضد “مرد” نیست، ضد “نامرده”

 

2+

چیزی که جان انسان را می‌سازد تلاش است نه پیروزی و شکست
این جمله حاصل یک عمر موفقیت است و کلى شکست و یک میانسالى قابل قبول
یکی از بچه‌های فامیل را زمانی که در دانشکده حقوق قبول شد به یاد می‌آورم؛
بعد از فراغت رفت سراغ امتحان کانون وکلا و در کلاس‌های آمادگی این آزمون با مدیر حقوقی یک شرکت بزرگ آشنا شد و ایشان از این پسر خوشش آمد و ایشان را برد در شرکت خودشان، اما در آنجا احساس می‌کرد جنبه‌ی تزیینی دارد.
اولین‌بار شکایت کرد که اینجا آدم بی فایده‌ای هستم و اگر در خانه بشینم حداقل چند تا کتاب می‌خوانم. من به او گفتم نه حتی اگر بی‌فایده هم هستی آنجا بشین چون اشتغال همین است. باید بشینی و نسبت به کار جدید شکل بپذیری. چند وقتی گذشت و مجددا به من زنگ زد. گفت مدیر من عوض شده و مدیر جدید اصلا من را آدم حساب نمی‌کند! چند باری که رفتم پیشش به من گفته شما برو خودمان کاری بود خبر می‌دهیم.
اون پسر می‌گفت پس عزت من چه می‌شود؟
من بهش گفتم شاید کارایی لازم را نداری، شاید وقتی زیرآبت را می‌زنند باید بروی با زیرآب‌زن‌ها جدال کنی و جواب‌شان را بدهی.
مکثی کرد و گفت باشه می‌مونم! گفتم صبر کن؛ پیام بزرگتر این قضیه این است چیزی که مرد را در زندگی می‌سازد جدال است. نه پیروزی یا شکست. این مهمترین چیزی است که در بحث سفر زندگی به آن می‌رسیم.
چیزی که جان انسان را می‌سازد تلاش است نه پیروزی و شکست و شاید به همین دلیل شکست نیز به اندازه‌ی پیروزی و شاید گاهی بیشتر، باعث رشد می‌شود و به فردیت‌شان نزدیک می‌کند.

 

1+

پدر در عالم روان‌شناختی یعنی وجودی که به زندگی تو‌، چهارچوب و‌ دیسیپلین می‌دهد.
پدر در عالم بیولوژیک به تو نیمی از ژنتیک را می‌دهد، پس بخواهی نخواهی او را درونت حمل می‌کنی،
اگر پدر خوبی نداشته‌ای، معنیش این نیست که وا بدی و آدم خوبی نشوی،
اول اینکه خودت آدمی بشو چهارچوب‌دار عزیزم؛ اصول داشته باش، پرنسیب داشته باش، آدم‌ها بدونند که تو مرزبندی و اصول داری
دوم اینکه پدر خوبی بشو برای فرزندت، اطرافیانت
سوم اینکه جایی از زندگیت بنشین و ببین چرا بابات اونجور مردی شد، شاید راحت‌تر تونستی ازش بگذری
#علیرضاشیری
پ ن: دعای خیر برای پدران درگذشته می‌کنم

4+
راهزنهایی هستند که حال خوشمان را غارت می کنند

آدمهاى زیادى دور و برم هستند که دستشان به دهنشان میرسد، سفر و ماشین و ویلا دارند، مدرک تحصیلى خوب دارند ولى حالشان خوب نیست 😳

زیرا ما مردمى هستیم که بلد نیستیم لذت هاى ساده تا بزرگ ببریم،
ما از کودکى شلاق کمال طلبى منفى میخوریم نا از دستاوردهایمان نه تنها که شاداب نشویم بلکه مقایسه میشویم با بقیه اى که بهتر عمل کرده اند تا برویم تو حس گناه😨 و بعدا نیازى به سرزشگر بیرونى هم دیگر نداریم زیرا خودمان یه پا شلاق بدست میشویم😔
یادگرفتن راه شادابى درونى و رضایت عمیق شاید از بهترین لطفهاى ما به خودمان باشد تا زیر فشار زندگى له نشویم ؛
من صدها کتاب خوانده ام اما نویسندگان خارجى گناهى ندارند که درد مردمشان با درد مردم ما فرق دارد ؛ احتمالا خودمان روایت قبیله خودمان را بهتر بلدیم زیرا از درد مشترک حرف میزنم و شاید اینست دلیل تاثیر این درس.
متعهد شو براى شادمانى درونى ات کارى کنى ،
با این سوالات شروع کن :
چه کسانى یا اتفاقاتى راهزن حال خوب تو هستند؟

آموزش غیر حضوری در این رابطه

0

اولین برنامه دورهمی‌های حال خوب‌کن اعلام شد ✌️
پنج‌شنبه ٢٧ تیر ماه برای ساختن خاطره‌هایی خوب…
اینقدر ذوق دارم ببینمتون که تصور ندارید.

با بیشترین تخفیف تا پایان امشب امکان ثبت نام خواهید داشت

❌این دورهمی‌ها مخصوص دانشجویان حضوری و غیرحضوری هر یک از درس‌های مربوطه بوده که وقتی با پروفایلی که درس را قبلا خریده‌اید، اقدام به خرید دورهمی کنید، به طور اتومات مجوز خرید به شما داده می‌شود.

👈گروه تلگرامى هم قبل #دورهمى_توانگرى خواهید داشت.
👈درس را یکبار یک جا مرور خواهید کرد.
👈فعالیت دسته جمعى داریم Group Activity
👈پرسش و پاسخ آزاد داریم درباره درسQ&A
این جلسه را فقط درسى نبینید ، کلى هیجان دسته جمعى داریم🤗

✔️دورهمی ازدواج مثبت ٣۶٠
ساعت ٨:٣٠ الی ١١:٣٠
https://pxo.me/ehtyA

✔️دورهمی من ارزشمند
ساعت ١٣ الی ١۵:٣٠
https://pxo.me/eglsF

 

👇اگر هنوز دروس مربوطه را تهیه نکرده‌اید و علاقمند به حضور در این دورهمی‌ها هستید :
بسته ازدواج مثبت ٣۶٠
http://pxo.me/wAFUW
بسته من ارزشمند
https://pxo.me/7cnIW

0

متن تام کورلی درباره عادتهای ثروتمندان است. من معتقد نیستم که به هر قیمتی باید تن داد به شیوه های فست فودی برای تحول ولی مدل ثروتمندی مبتنی است بر عاداتی که قابل پیاده شدن توسط خیلی هاست و نتیجه بخش نیز هست.

۴۴٪ از توانگران سه ساعت پیش از کار از خواب برمی‌خیزند. ۳٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
۶۷% از توانگران اهدافشان را می‌نویسند. ۱۷٪ از غیر توانگران چنین می‌کنند.
۸۸٪ از توانکران روزانه ۳۰ دقیقه یا بیشتر به دلایل آموزشی یا کاری مطالعه می‌کنند. تنها ۲٪ غیر توانگران چنین‌اند.
۶٪ از توانگران می‌گویند چه در ذهن دارند. ۶۹٪ غیر توانگران چنین‌اند.
۷۹% توانگران ماهانه پنج ساعت یا بیشتر را به ساختن ارتباطات کاری می‌گذارنند. ۱۶٪ غیر توانگران چنین‌اند.
۸۰٪ از توانگران بر روی رسیدن به تنها یک هدف تمرکز می‌کنند. فقط ۱۲٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
۷۶٪ از توانگران هفته‌ای چهار بار ورزش‌های آیروبیک می‌کنند. ۲۳٪ ازغیر توانگران این کار را انجام می‌دهند.
۵۳٪ از توانگران در حین رفتن به کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند. ۵٪ غیر توانگران این کار را می‌کنند.
۸۱٪ توانگران یک لیست انجام-شود to-do-list دارند. ۱۹٪ غیر توانگران چنین‌اند.
۷۰% ٪ از توانگران کمتر از ۳۰۰ کالری غذای ناسالم در روز می‌خورند. ۹۷٪ از غیر توانگران بیشتر از از ۳۰۰ کالری غذای ناسالم در روز می‌خورند.
۲۳٪ از توانگران قمار می‌کنند. ۵۲٪ از غیر توانگران قمار می‌کنند.
۶۳٪ والدیدن توانگر فرزندانشان را به خواندن دو یا چند کتاب غیرداستانی در ماه می‌گمارند. ۳٪‌ از غیر توانگران چنین‌اند.
۷۰٪ از والدین توانگر فرزندانشان را در ماه به ۱۰ ساعت با بیشتر کار داوطلبانه می‌گمارند. ۳٪ از غیر توانگران چنین‌اند.
۸۰٪ از توانگران تماس‌های تلفنی تولدت-مبارک می‌گیرند. ۱۱٪ از غیر توانگران چنین‌اند.
۶۷٪ توانگران روزانه یک ساعت یا کمتر تلویزیون می‌بینند. ۲۳٪ از غیر توانگران چنین‌اند
۷۴٪ از توانگران روزانه عادت‌های خوب موفقیت را به فرزندانشان می‌آموزند. ۱٪ از غیر توانگران اینگونه اند.
۸۴٪ از توانگران معتقدند عادت‌های خوب فرصت‌های موفقیت را می‌سازند. ۴٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
۷۶٪ از توانگران معتقدند عادت‌های بد، بدشانسی می‌آورند. ۹٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
۸۶٪ از توانگران به رشد شخصی آموزشی در طول زندگی معتقدند اما تنها ۵٪ از غیر توانگران چنین‌اند.
۸۶٪ از توانگران عاشق نوشتن هستند اما تنها ۲۶٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.

 

1+

پرسش: پسری هست که خیلی دوستش دارم و اونم میگه دوستم داره ولی از رابطه نامتعارف حرف میزنه و انتظار داره پی‌ام یا تلفنی و … نمی‌دونم چیکار کنم! هم دوستش دارم هم فکر می‌کنم انتظار بی‌جایی داره! به نظرتون چیکار کنم؟

پاسخ صوتی دکتر شیری:

 

1+

یکی از راه­های ارتباط گرفتن موثر با دیگران مهارت خوب گوش کردن است که درست بفهمیم به ما چه می­گویند در اولین جلسه خواستگاری کسی برنده است که بیشتر گوش می­کند

شنیدن یا گوش دادن؟ دومی را تمرین کنید!

خوب گوش کردن موثر یکی از سخت­ترین بخش­های یک ارتباط قوی است. گوش کردن یک رفتار است که با شنیدن متفاوت است. مهارت گوش کردن ایجاد صمیمیتمی­کند و لازم است ما در طول روز با افراد معدودی صمیمی شویم. پس باید مهارت خوب گوش کردن را برای آن دفعاتِ به خصوص، یاد بگیریم. بنابراین اگر آن­قدر سر و زبان ندارید که برای جذب بهتر دیگران به کار بگیرید، می­توانید با گوش دادن مؤثر بهحرف­های دیگران ارتباط بهتری با آنها برقرار کنید. مؤثر گوش کردن یا ACTIVE LISTENING راز موفقیتخیلی­هاست. در گوش کردن واقعی یکی از این اتفاقات می ­افتد؛ درک یک نفر، لذت بردن از مصاحبت با کسی، فراگرفتن یک مطلب، دلداری دادن یا کمک کردن به دیگری؛ اما در گوش کردن نمایشی، خطاهایی به وجود می­ آیند.

نمایشی گوش بدهید، لو می­روید

در گوش کردن واقعی یکی از این اتفاقاتمی­افتد: درک یک نفر، لذت بردن از مصاحبت با کسی، فراگرفتن یک مطلب، دلداری دادن یا کمک کردن به دیگری؛ اما در گوش کردن نمایشی، خطاهایی به وجود می­ آید که مهم­ترین­هایش را اینجا آورده ­ایم:

  • مقایسه: شما وقتی به حرف­های کسی گوش می­دهید ، در همان حین دائم در حال مقایسه وضعیت­هایی مشابه وضعیتی که طرف مقابل برای شما تعریف می­کند هستید. در این صورت گرفتار خطای مقایسه شده و از گوش کردن واقعی فاصله گرفته­ اید. در این مورد شما دائم از خود می پرسید «اگر من در این وضعیت بودم چه کاری انجام می دادم» و ذهن شما درگیر پاسخگویی به سوال خودتان خواهد شد و نه حرف­های شخص مقابل.
  • ذهن­خوانی: در این مورد شما بیشتر به حواشی موضوعی که طرف مقابل در حال بیان آن است فکر می­کنید. به طور مثال ممکن است از او درخواستی کرده باشید و او هم درخواست شما را رد کرده باشد و بخواهد برای نپذیرفتن درخواست شما دلیل خود را بیان کند اما ذهن شما به جای اینکه متوجه حرف­های او باشد، به سراغ دلایلی می­رود که اصلا مدنظر او نبوده. مثل اینکه: «شرط می­بندم چون من قیافه خوبی ندارم، او درخواست مرا رد کرد. » ذهن­خوانی خطایی است که بیشتر متوجه افراد باهوش، برونگرا و اهل صحبت است.
  • تمرین حرف­های خود: در این مورد ذهن شما معطوف به آماده کردن جواب­ها و حرفه­ای بعدی­تان است. در ظاهر وانمود می­کنید که در حال گوش کردن هستید اما در اصل در ذهن شما گفت­گوی دیگری در جریان است؛ به این صورت که او الان این را می­گوید، بعد من این جواب را می­دهم و همین­طور این گفت­وگو در درون شما ادامه دارد.
  • پالایش و فیلتر: در این مورد ذهن شما فقط متوجه برخی حرف­ها و نکته­ هاست و زمانی که آن نکته­ ها توسط طرف مقابل بیان شد و خیال شما از بابت موضوعی که گمان می­کردید مساله اصلی شما یا گوینده است راحت شد، به سادگی ذهن شما از ماجرا دور شده و سرگرم مسائل خود می­شود. این خطای گوش کردن در گفتگوهای عاطفی بیشتر اتفاق می­افتد؛ برای مثال همسر شما ناراحت است و در حال بیان دلیل ناراحتی­اش است. اگر شما بعد از اینکه خیالتان از بابت اینکه دلیل ناراحتی او شما نیستید، راحت شد از شنوندگی­تان کاسته شود و ذهنتان معطوف به کارهای شخصی خودتان شود، گرفتار این خطا شده­اید.
  • قضاوت کردن:وقتی شما از همان ابتدای صحبت­های گوینده در ذهنتان به او انگی بچسبانید، دیگر متوجه حرف­های او نخواهید بود و توجه کافی را به صحبت­هایش نخواهید داشت. بهتر است حرف­های او را تا آخر گوش بدهید و در انتها در مورد حرف­هایش قضاوت کنید.
  • مجادله و حمله: بعضی­ها از همان ابتدا به دنبال پیدا کردن نکات و موضوعاتی در صحبت­های گوینده هستند که بتوانند با آن مخالفت کنند و سر آن جروبحث راه بیندازند. نتیجه هم کاملا واضح است. شخص مقابل متوجه می­شود که حرف­های او کامل شنیده نشده و از این موضوع ناراضی است.
  • رویا­پردازی: با شنیدن یک کلمه از طرف مقابل به سراغ وقایعی مشابه در گذشته که برای شما هم اتفاق افتاده می­روید و همین طور در خیالات سر می­کنید بدون آنکه حرف­های طرف مقابل را گوش کرده باشید.
  • پند دادن: خطایی که بیشتر متوجه بزرگ­ترهاست. فرزند شما می­خواهد جریانی را برایتان تعریف کند، هنوز چند جمله بیشتر از دهانش خارج نشده که با پندها و اندرزهای شما روبه­ رو می­شود. شاید شما به ظاهر حرف­های او را شنیده باشید و به زعم خودتان با فرو کردن نصیحت­هایتان به گوش او، بزرگ­ترین خدمت­ها را به او کرده باشید اما نکته مهم اینجاست که او حس خوب «شنیده شدن» را دریافت نکرده و شاید شما نکته مهم حرف­های او را نشنیده باشید.

 

چطور مؤثر گوش کنیم

گوش کردن مؤثر و فعال یا خوب گوش کردن  ۳ مرحله دارد: مقدماتی، حرفه­ای و پیشرفته.

مقدماتی

نکته اول: سعی کنید حواستان به دنبال مسائل جنبی نرود.

نکته دوم: گاهی از صحبت­های شخص گوینده یادداشت بردارید؛ مخصوصا اگر او آدم مهمی است مثل مدیرتان، او از این کار شما لذت خواهد برد.

نکته سوم: عبارات او را بازسازی کنید. مثلا بگویید: «من درست فهمیدم؟ منظور شما این بود که…» مردم از اینکه قسمتی از حرف­هایشان را از دهان شما بشنوند، لذت خواهند برد. البته اگر این کار در یک گفت­گو بیش از یکی دو بار تکرار شود، شاید حوصله طرف مقابل را سر ببرد. بازسازی عبارت­ها باعث مهار عصبانیت و اصلاح سوءبرداشت­هامی­شود و به حافظه شما کمک می­کند.

حرفه­ ای

با سوال کردن به موقع و توضیح­خواهی از طرف مقابل به طور فعال­تری وارد بحث میشوید و با پرسیدنسوال­های مرتبط، به گوینده این حس را القا می­کنید که به گوش دادن حرف­های او علاقه­ مندید. سوال کردن دو نوع است :انتهای باز و انتهای بسته. سوالات انتهای باز به نحوی است که شخص مقابل می­تواند در مورد آن توضیح بدهد و در نتیجهگفت­گومی­تواند طولانی شود. سوال انتهای باز مثلا اینکه بپرسید «رستوران چطور بود؟» و سوال انتهای بسته مثل اینکه بپرسید «رستوران را دوست داشتی؟» پس اگر او با جواب کوتاه بله یا نه، جواب بدهد باید به سراغ موضوع دیگری برای صحبت بروید.سوالات شفاف کننده هم بکنید. سوالی بکنید که عقیده و تحلیل خود شخص را از طریق جواب آنها دریابید. البته لحن افراد موقع پرسش کردن باید جدی و بالغ باشد. در مواردی که برای شما ابهامی وجود دارد اینگونه سوالکنید: «می­شود بیشتر توضیح بدهی؟» یا «مایلم منظورت را بهتر بفهمم».

پیشرفته

به همه نکات دقت کنید؛ لحن صدا و زبان بدن گوینده و خودتان. حالا که با دقت بهحرف­های او گوش داده و از او توضیح خواسته­ اید، زمانی است کهمی­توانید موقعیت فضای احساسی را فراهم کنید؛ یعنی درباره واکنش­هایتان صحبت کنید. درباره آنچه حس کرده­اید با او صحبت کنید، بدون اینکه بخواهید او را قضاوت کنید. بازخورد به شخص مقابل کمک می­کند تا بفهمد در انتقال افکار و احساسات درونی­اش به شما موفق بوده یا نه. این نکته را هم در نظر بگیرید که بازخورد باید فوری، صادقانه و حمایت­گرانه باشد. برای مثال جمله «احساس می­کنم چیزهایی هست که به من نگفته­ای» حمایت­گرانه­تر است نسبت به جمله «تو داری چیزی را از من پنهان می­کنی»

_____________

پنج مثال  پنج نکته

حرف نزن، گوش بده!

  1. در جلسۀ خواستگاری یکی از طرفین به دیگری می­گوید: «دوست دارم همسرم اهل خدا و پیغمبر باشد.» این جمله، ابهام دارد؛ چرا که اهل خدا و پیغمبر بودن برای هر کسی مفهومی دارد. شخص مورد سؤال برای اینکه قضیه برایش روشن شود خوب است که از طرف مقابل با لحن بالغ و جدی بپرسد: «به نظر شما چه کسی اهل خدا و پیغمبر است؟»
  2. یک تکنیک ارتباطی در فروش یا ارتباط این است که آدم­ها را از نقش­هایشان تفکیک کنید. برای مثال بپرسید: «از نظر شما به عنوان آقای فلان و نه مهندس فلان، پیشنهاد ما اینقدر زیاد است؟ » یا بین یک زن و شوهر چنین حرفی زده شود که: «تو اگر زن من نبودی و یک زن دیگر بودی، این حرفی که من زدم اینقدر عجیب بود؟» این روش تأثیر خوبی در ادامۀ مذاکره دارد.
  3. گفتگوهای خطرناک را STOP کنید. همۀ مامی­توانیم تشخیص بدهیم که یک گفتگو کی به سمت خطرناک شدن می­رود. در همان زمان از شخص مقابل بخواهید که گفتگویتان را در روز دیگری ادامه بدهید.
  4. در یک گفتگو زمانی که خواستید نکته­ای را از لابلای سخنان گوینده به او یادآور شوید، بهتر است اینگونه شروع کنید: «من به این صورت فهمیدم، درست است؟» و نه اینکه بگویید: «تو به این صورتمی­گویی» این وضعیت، حالت گارد بیشتری ایجاد می­کند.
  5. مهارت خوب گوش کردن به طور خاص در اولین جلسات خواستگاری خیلی به کار می­آید. در اولین جلسه کسی برنده است که بیشتر گوشمی­کند. اگر کاری کنید که افراد بتوانند حرف بزنند، به آنها احساس مهم بودن دست می­دهد و شما محبوبیت بیشتری پیدامی­کنید.
2+