✍️ من پسری ۲۸ ساله ام که منبع درآمدم حقوق حق التدریسی دانشگاه است و از دختری خوشم میاد که اصلا اجازه نمیده ببینمش و میگه خودم باید انتخاب کنم. به هر کاری زده ام نتونستم استخدام بشم و دیده ام هم کلاسی تعطیلم به صرف داشتن پارتی الان در فرمانداری …مشغول کاره. دیگه نا امیدم و کارم شده گریه ، شما کمکی از دستتون بر میاد؟

 

👈 پاسخ دکتر شیری:

عبدالرضای عزیز

۱-  دانشگاه به ما مدرک میدهد و بهمون میگه کارشناس ولی ما “کارشناس”  نمیشیم ! کارشناسی چیزیست که باید“کار “ کنیم تا بهش برسیم و این مستلزم یادگیری خیلی چیزهای دیگه است بیرون دانشگاه مثل درست خود را معرفی کردن ، رزومه خوبی نوشتن ، مهارت ارتباطی با کارفرمایان، دانش مالی داشتن برای درست استفاده کردن از همان درآمدت ،

۲- الان در دوره ای از کسب و کار به سر میبریم که باید کمی مطالعات بیشتری داشته باشی درباره کارمندی و خویش فرمایی، درباره موقعیتهای شغلی در ایران ( کتابهای مرکز کارافرینی دانشگاه صنعتی شریف را توصیه میکنم ) در مطالعات خارجی خیلی نکات خوب میتونی پیدا کنی ولی حتما از مغزت و تجربه ات استفاده کن و بومی سازی دانش نیز انجام بده که به اشتباهات محاسباتی نیفتی

۳- باید بدون لوس بازی و نق زدن درباره اینکه فلانی پارتی دارد،بیساری  ننه بابای پولداری دارد و ….( که خیلی هاشون هم  حقیقت داره ولی لازم نیست هی نشخوارشون کنی)  کار کنی و دقیقا خوراک ذهنیت را باید از مطالب امید بخش انتخاب کنی ( زندگی موفقهای ایرانی را که باورپذیرند بخون و الگوسازی کن )  و یادت نره که مغز بیش از واقعیت هستی به تنظیماتی که تو براش میگذاری ، عمل میکنه.

۴- درباره دختری که دوستش داری به نظرم اونجا هم بازی بازنده ها را کرده ای ، اینطوری شش در چهار سراغ یک زن رفتن باعث میشه برادرش بشی نه نامزدش

 

🔸 برای مشاهده‌ی آموزش غیرحضوری «توانگرشو» اینجا را کلیک کنید

 

یک اشتباه جدی و مخفی هست در روابط دو نفره که ممکن است متوجهش نباشید که بدان مبتلایید! بخصوص در داخل یک فضای کاری که مبدل به کابوس میشود : حاشیه پردازی

حاشیه پردازی ، CIRCUMSTANTIALITY : کسانی هستند که وقتی صحبت میکنند خیلی حاشیه میروند و آدم باهاشون به نتیجه نمیرسد!

حاشیه ها ابتدا مرتبط هستند ولی کم کم خودشان موضوع جداگانه ای میشوند که چون ذهن ما روی نکته اول هنوز بسته نشده ، عملا روی دومی نمیتوانیم متمرکز بشویم !

فردی موقع صحبت موضوع A را آغاز میکند و درستش اینست که A را سریعا به سرانجام برساند و نکته ای را که از شما میخواهد سریع بگوید ( جون میکنه تا لب مطلب را بگه!)

نباید از A  به B برود زیرا موضوع B نیز مهم است اما با این طرز گفتن عملا مبدل میشود به یک موضوع فرعی !

چگونه حاشیه پردازی را در گفتگو کم کنیم ؟ مطالب مهمی را که میخواهید بیان کنید از قبل در ذهنتان یا حتی یک برگه کاغذ کوچک یادداشت کنید و متعهد باشید همه را به ترتیب بگویید که آخر گفتگو تیک بزنید.

اگر با کسی صحبت میکردیم که اینگونه شاخه به شاخه میرود چه کنیم؟

خیلی مودبانه قبل از اینکه برود سراغ مطلب بعدی بهش میگوییم : قبل از اینکه موضوع مهم B را باز کنی ، ممکنه بدونم چه کمکی درباره A  از دستم بر میاد انجام دهم ؟

تجربه های موفق 

نکته : افراد شهودیINTUITIVE  در مدل شخصیت شناسی MBTI  مدل ذهنی خطی LINEAR ندارند یعنی واقعا در دریافت اطلاعات و یا ارائه اطلاعات از مدلهای غیر خطی استفاده میکنند. ممکن است از ۱ به ۲ و ۳ نروند و یهویی به ۵ بپرند. این ویژگی برای افراد حسی- منطقی SENSING  عذاب آور است و احساس پرش افکار بهشان دست میدهد flight of idea در حالیکه خود N ها دارند راحت گوش میکنند !

مشهورترین سخنران شهودی ایران احتمالا استاد الهی قمشه ای هستند و بعضی افراد متوجه نمیشود چگونه ایشان از عطار به امیلی دیکنسون ناگهان ربط برقرار میکنند. یک دلیل هم غیر از اشراف علمی و سواد وسیع و عمیق ایشان ، احتمالا تیپ شخصیتی شهودی ایشان است که سریعا بین اطلاعات شان جابجا میشوند.

 

مطلب مرتبط :

آیا میخواهید جایگاه بهتر نزد مشتری / مراجع داشته باشید که شما را به راحتی با رقبا جایگزین نکند؟

درباره mbti میخواهید بیشتر بدانید ؟ typology.ir

میخواهید شخصیت شناسی به شیوه mbti بیاموزید ؟ اینجا اطلاعات خوبی درباره دوره ۷۲ خواهید یافت .

 

آیا میخواهید جایگاه بهتر  نزد مشتری/ مراجع داشته باشید که شما را به راحتی با رقبا جایگزین نکند؟

  1. “موفقیت” کسب و کار یعنی فروش بیشتر و مشتریان بیشتر… اما
  2. “توانگری” کسب و کار ، هدفش فقط فروش نیست بلکه “ایجاد رضایت و حال خوب در خود و مخاطب” است.
  3. مراجع فقط خریدار نیست بلکه فرصتیست برای من که بفهمم چقدر در این عالم موثر هم هستم و چقدر میتوانم مشکل مردم را حل کنم یا برایشان لذتی در زندگی فراهم کنم؛ در این مدل کار کردن ، فروش بیشتر حتما رخ میدهد ولی هدف اصلی نیست! اینست تمام راز.

 

داستان کمکی : 

مثال ۱

وقتی میرویم دکتر گوارش به خاطر حالت تهوع و سوزش معده مان ، انتظارمان اینست که طبیب برای “درد” ما کاری کند نه اینکه درباره تشخیصش توضیح دهد. شاید برایتان جالب باشد که اینها از نظر مغز بیمار فرق زیادی دارند که اطبا کمتر بدان واقفند ! در واقع دکتری که تمرکزش را روی رفع درد ما میگذارد و در اینباره حرف میزند از نظر ما طبابت قویتری میکند تا طبیبی که بیشتر درگیر کارهای تشخیصی و توضیح اضافات است برای ما !

مثال ۲

-وقتی میرویم به خاطر کارهای خانه مان به ابزار فروشی و مثلا قلم موی نقاشی دیوار میخواهیم ، بعضی از فروشندگان ناشی درباره جنس قلم مو و کارخانه سازنده و …دو ساعت توضیح میدهند که تاثیر خاصی روی خرید ما نمیگذارد ! در واقع اگر او بگوید مثلا :

  • این قلم مو ، ریزش مو ندارد تو رنگ و جا نمیگذاره روی دیوار
  • اگر بشوریدش و بگذاریدش در یک کیسه ، راحت تا سه سال با رنگهای مختلف میتونید باهاش کار کنید

اون وقته که مغز ما بر اساس نیازمندی مان ، به نتیجه میرسد برای خرید. اگر من ببینم که محصول شما یا خدمات شما مشخصا درباره نیاز من چه کارآمدی دارد ، توضیحات شما کمک میکند به اینکه مشتری تان بشوم وگرنه بیشتر باعث دوری من خواهد شد.

مثال ۳

مردم دنبال دریل خریدن نیستند ، دنبال بهترین سوراخ واسه دیوارشان هستند ! اینقدر درباره مته صحبت نکن و ذهن فرد را متشتت نکن ، راست برو سراغ سوراخ مناسب تر براشون!

مثال ۴

من وقتی میخواهم حسابدار استخدام کنم ، اینکه در معرفی ات میگویی فلان دانشگاه با فلان مدرک یا سابقه کار در فلان جا…خوبه ، بد نیست ولی ابدا به اندازه این جمله یک داوطلب استخدام ما ، ارزش نداره :

من کسی هستم که میتوانم مالیات سالانه شما را ۸% کاهش بدهم! در واقع با این جمله باعث شد ما خودمان بیشتر راغب بشویم بقیه موارد رزومه اش را بشنویم.

جمع بندی :

  1. اولین فکری که در ذهنتان با دیدن مراجع/ مشتری سر میزند این باشد که چگونه میتوانم حال او را خوب کنم ؟ چگونه میتوانم احساس رضایتمندی از بودنش با ما یا خریدش از ما ایجاد کنم و حس برنده بودن بهش بدهم ؟ کجای صحبتمان میتوانم بهش اطمینان بدهم که او انسانی است با ارزش فارغ از اینکه خرید بکند یا نه ( کلا این مرحله باید ۲۰-۳۰ ثانیه طول بکشد)
  2. بدون اتلاف وقت دقیق چک کنید مساله الان مراجع شما چیست ، کمی فکر کنید و مکث و با بهترین راه حل نزدیک به مساله مراجع صحبتتان را شروع کنید…بعدا از حواشی حرف بزنید.اگر هم مستقیما راه حلی ندارید خودتون، اشکال نداره ، راهنماییش کنید که چه کسی این قابلیت را دارد؛ در این صورت اعتماد سازی اجتماعی میکنید

توانگر شدن از چند باور مرکزی تشکیل شده است بعلاوه تمرین و تمرین و تمرین

علیرضا شیری- لندن

۲۶ مهر ۱۳۹۷

مطلب بالا تاریخ ندارد…هرجای زندگی و کره زمین معتبر است!

تمرین موقت برای خوانندگان : سوال نپرسید درباره کسب و کارتان زیرا این تمرین فقط درباره طرز معرفی کار شماست. اگر حوصله و دقت ندارید حتی به این سوال  ، لطفا به کسب و کار توانگرانه فکر نکنید. کارتان را معرفی کنید نه تبلیغ. بین این دو خیلی فرقه

  • کسب و کارتان را مثل یک آگهی تلویزیونی که مخاطب میبیند ، معرفی کنید ( نه تبلیغ)
  • از قواعد بالا استفاده کنید ( به زبان مساله مخاطب صحبت کنید نه حرفهای تخصصی بیزینس خودتان)
  • منم نظر میدهم درباره معرفی تان ( فقط تا ساعت ۱۲ امشب۲۴ مهر )
  • مشورت درباره کسب و کارتان موضوع این تمرین نیست