بعضی‌ها فقط به دنبال حفظ مساله هستند نه حل آن
۱-طرح مساله

۲-فهم مساله
۳-حل مساله
۴-هضم مساله

کارهای غلط
۵- حذف و انکار مساله
۶- حفظ مساله و کاسبی با آن و جلب توجه

0

نظرات را که خواندم بعضیها مرقوم کرده بودند که این نوشته زنها را زیر سوال می‌برد؛ نه بچه ها! درس شفاى زنانگى درباره انرژیهاى روانى درون یک زن است و مادرى کردن و خواهرى کردن براى بقیه، از جمله مردان، عیب نیست بلکه زمانى دردسرساز می‌شود که بخشهاى دیگر وجود زن در زندگى خودش و طبیعتا در رابطه اش نباشد؛
مثل هدفمندى زن؛
مثل جسمانیت و عشق زنانه؛
طبیعتا ظرفى مثل اینستاگرام اجازه نمی‌دهد همه عوامل را در یک پست توضیح دهیم.
مثلا کلى مرد بی تعهد و هرزه داریم که قطعا به خاطر هرزگى خودش است که رابطه را رها می‌کند منتها امکانش نیست هربار که درباره مثلا یک موضوع شخصیت شناسى زنانه می‌نویسم، عینا مردانه اش را قید کنم! من بارها درباره آسیب شناسى رفتارهاى مردانه نیز نوشته ام و اگر شفاى زنانگى درس داده ام، معنیش این نیست که زن بیمار است، بحث انرژى روانى زنانه است که درون مردان نیز وجود دارد.

1+

مردم دنبال “رازهاى” کسب ثروت، “رازهاى” ازدواج خوب و رازهاى … هستند.
بزرگان و فرزانگان عالم، با کلامى ساده درباره زندگى صحبت می‌کنند و چیزى را نمیخواهند راز آلود نشان دهند که دکانى باز کنند؛
حال خوش انسان محصول چند ماجراست؛ رفاقت و مصاحبتى خوش، دلِ خوش، عشقى و بوس و کنارى،
سفرى و کشف و شهودى،
فهمى عمیق از یک پدیده،
ثروتى و انجام کارى درست و احساس مفید بودن و …
همه اینها که با هم رخ نمیده معمولا، پس زرنگ کسیست که نقد باز است و اگر حال خوشى دست داد، آن را به تمامى زندگى کند…
دربدر تداوم اون حال نباشد که “صوفى ابن الوقت باشد حال دلت اگر خوبه، نوش جونت، غم فرداى بدون اون حال را مخور.
مخلص

4+

یکی از چیزهایی که باعث می‌شود
یک نفر دچار فروپاشی روانی گردد
این است که قهرمان های زندگی اش
را برایش بی معنا کنیم؛ یعنی درباره‌ی
کسی که از او انرژی، جان، زندگی و
انگیزه می گیرند، به او دلبسته اند و
الگو است، بگوییم فلانی که بی غیرت
است، وطن فروش و بی ناموس است.
خب وقتی قهرمان های یک آدم را ازاو گرفتیم، وقتی لنگری نداشت،خیلی راحت می توانیم هرچیزی راروی او پیاده کنیم!
جامعه هم همینطور است؛ آدم هایی که مسئولانه زندگی می کنند، کار می کنند ستون های یک جامعه اند. اگر
شما هم از این آدم ها هستید، بدانید که افراد زیادی با اعتماد به شما است که می توانند قشنگ زندگی کنند؛ شما
می شوید ستون زندگى آدم ها، و این نقش بزرگی است که خداوند به شما داده است، اینکه اراده می کنید
درست زندگی کنید و تعدادى دیگر به درست زیستن شما، درست تر ادامه می‌دهند.
لنگر بودن با تکیه گاه بودن فرق دارد ، کافیست خودت ، بهترین خودت باشى. مسوولیتیست غیر مستقیم تر.

 

0

مردان براى داشتن معنویت، کشف و شهود و رابطه واقعى با یک زن بیرونى، نیاز دارند بخشهاى نرم و عمیق تر خویش را که جنسى مونث دارد بفهمند.
من زن درون خویش را بارها رد زده ام،
موقع درمان و فهم حرف مراجعم،
موقع دعا،موقع باران و ابر و شکوفه؛
تنها با کشف این جنبه پنهان درونم بود که درک بهترى به زندگى بافتم؛
انکار نمی‌کنم این زن گاهى اوقات سلیطه می‌شود و بدبین و بیقرار ولى آموخته ام چگونه آرامش کنم؛
بعد از این ورزیدگى ارتباط با بانوى درونم ( آنیما) بود که زن بیرونى را بهتر فهمیدم و کمتر اشتباه کردم!
اسم این درس را به همین خاطر گذاشتم :” را هاى زنانگى و مردانگى” زیرا یکى از غامض ترین مباحث شخصیت شناسى عمقى را در آن حسابى گشوده ام.

0

مرد آپولو تایپ پسر خوبیه … خوش کلاسه … با ادبه … اهل دوز و کلک نیست و روراسته … مأخوذ به حیاست … موقعیت اجتماعی خوبی داره … مثل خیلی از پسرها زرنگ بازی‌های ارتباطی بلد نیست. حقش هست یه همسر خوب گیرش بیاد؟ نه! زیرا اگر شاخص‌های زیر را به خودش اضافه نکند هر زنی نهایتا خواهر او می‌شود در اکثر موارد!

✔️ارتباط ریسک پذیری میخواد … این‌ها جاهایی نمی‌روند که گربه شاخشون بزنه. بقدری هم باهوش هستند که بفهمند کجاها خطرناکه. ارتباط عاطفی با یک زن تعریف شده نیست براشون لذا نمی‌تونند بدون تعریف وارد کار بشوند. توهمشان این است که دو تا کتاب بخونند می‌شوند اوستای این کار اما رفتارشان با زن مضحک و روبوتیک می‌شود.

 ✔️هر زنی احتیاج دارد مردش یه جاهایی نفهم باشد. در برابر متلک‌های خیابانی همیشه هم با کلاس بازی در نیاره و بعضی وقت‌ها نیز خودی نشون بده. محافظه کاری این‌ها بعضی اوقات واقعا حال بهم زنه.

✔️مقولاتی هستند مثل عشق، ایمان، حیرت در زندگی که آموختنی نیستند با فرمول و تعریف. نوعی رهیدگی می‌خواهند برای اینکه جا بیفتند این مردان باید در نقاطی از زندگی خود را رها کنند تا نورمال شوند. عاشق شدن که امری غیر قابل پیش‌بینی هست، شاید هدیه‌ی زندگی به اینها باشد تا از این بی‌تعادلی (زندگی یکنواخت فرموله‌ی موفق ولی بی شور و هیجان!) خارج شوند.

1+

آقا، خانم،
تا وقتى زخم عاطفیت خوب نشده نپر تو یک رابطه جدید، اون مادرمرده بعدى چرا باید تاوان رابطه قبلى افتضاح تو را بده؟
تو که با قبلى تا خِرتِناق باج می‌دادى، یهویى اینجا شدى آدم مستقل متفکر در خود؟ قبلا وابستگى بیش از حد داشتى حالا استقلال بیش از حد؟؟؟خب الگوى اشتباهاتت را ببین و وابستگى سالم را تمرین کن،
تله بی ارزشى، تله رهاشدگى، تله محرومیت هیجانى و تله وابستگى هر کدام می‌تونه تو را بارها و بارها در روابط افتضاح ببره یا رابطه خوبت را افتضاح کنه؛ یک جایى باید بشینى این مهرطلبیت را ببینى و متعهد بشى درستش کنى کم کم تا آدم عوضیها محو بشوند و خوبى آدمها را هم ببینى.

0

بعضى وقتها مردى در زندگى تو می‌آید که خوب است ولى مردد است، باهاش رو است صحبت کن- نه انتقادى و سرزنشگر- و بپرس چه کمکى می‌توانى بکنى؛ نترس از اینکه اینها یک پیشنهاد از سمت تو تلقى بشود؛ خیلی هم خوب که تو مشارکت می‌کنى در ساختن زندگى!
اگر همه جنبه نداشته باشه همینجا میفهمى و باز تو برنده می‌شوى که جلوى یک فاجعه را به این راحتى گرفته اى،
براى فهم علاقه یک مرد به خودت نباید از لالوى حرفها و کارهاش این را بفهمى؛
اگر مردى که در زندگیت هست و شک دارى به اینکه تو را می‌خواهد و درونگراست، ازش بپرس! به من اعتماد کنید و از درونگرا ها سوال بپرسید شبیه اینها :
من برایت مهم هستم؟
درباره رابطه مون فکر کرده اى؟
لازمه رو رابطه مون اسم بگذاریم یا مسیرش را از سایر روابطمون جدا کنیم؟
لازمه تعهد و علاقه بیشترى بگذاریم؟
بهش زمان بده فکر کند؛
خجالت نکش از تدبیر کردن زندگى عاطفیت.

2+

خورشید پدر!
هول زدن مردم تو را به این وهم نکشاند که زندگى، جنگ یا مسابقه است،
کافیست زیر بار این تعاریف سبک بروى تا یکهویى همه بشوند برایت همسنگر و رقیب و دشمن و یار و مهمات و …
جان پدر!
زندگى مسابقه نیست، اگر هم بود به بعضی‌ها احساس برنده بودن بده! اینطورى به امور مهمتر عمرت می‌رسى!
باور کن لحظات زندگى را با فکرها و کارهاى بهتر هم می‌توان غنى کرد مثلا:
به جاده که زدى به اطرافت نگاه کن،
به دخترکان کولى از دور دست تکان بده،
به مردان ایل سلام کن،
کنار رود بایست و چاى ذغالى دکه‌ی بین راهى را به امید دلگرمى زن و بچه دکه‌دار بنوش و انعام درشت بده.
این مسجدهاى بین راهى هم صفاى خاص خودشون را دارند، سجده‌هاى کلى آدم امیدوار را در حافظه‌ی‌شان دارند؛ یه خداى باحالى اونجا عبادت می‌شود، خداى راننده‌هاى ماشین سنگین و شوفرهاى بین راهى یه مرام متفاوتى داره؛
الغرض، لذت‌های زندگیت را منوط نکن به صرفا تحقق اهدافت، تو مسیر هم کیف کن با خودت و دوستات و ما…

 

1+

خانم شاغل برایم احترام برانگیز است، به‌خصوص در میهن خودمان که می‌دانم اشتغال بانوان مقاومتهاى درون خانوادگى دارد و بعضا ناامنیهاى درون سازمانى که طرف جرات نمی‌کند درباره اش به خانواده اش بگوید زیرا متلک می‌شنود.
اما چیز دیگرى که سالهاست در مطبم دیده ام خستگى این زنان است؛ یک خستگى که به قول خودشان سالها استراحت احتیاج دارد؛
می‌خواهم یک نکته ظریف را عرض کنم که اگر اجبار مالى به اینهمه کار نداره کسى، بدى نیست به درونش و بدنش و سایر جنبه هاى خوشحال کننده زندگیش بی توجه نباشد.
خواندن بعضى کامنتها شوکه ام می‌کند، اینقدر بدفهمى براى موضوعى به این سادگى!
من درباره اشتغال زنان ننوشته ام، درباره خستگى زنان شاغل قلم زدم و اهمیت اینکه به خودشان برسند، همین موضوع ساده اینقدر توسط بعضیها که بدفهمى بشود خدا می‌داند بحثى مثل مهرطلبى و شفاى زنانگى هرگز توسطشان فهمیده نخواهد شد

3+