تو به رشدت ادامه بده،

در سرزمینی که اکثرا حواسشان پرت حواشی است، تو به تمرکزت ادامه بده،
در کشوری که ورود ممنوع رفتن و پلاک ماشین مخدوش کردن برای ورود به طرح ترافیک، احساس پیروزی به بعضی مردمانش می‌دهد، تو به قانون مداری‌ات پشت نکن،
در کشوری که با جزوه و نمونه سوال، دانشجو فقط درس را پاس می‌کند، تو دانشجویی باش که مطالعه می‌کند و مقاله می‌خواند و باسواد می‌شود.
در کشوری که چند تا رابطه موازی داشتن، “اندِ زرنگى” محسوب می‌شود، تو به ارزشمندى وفاداریت شک نکن.
در سرزمینى که یک شبه پولدار شدن، رویاى اکثر مردمانش است، تو به دقیق کار کردن و ذره ذره امپراتورى خویش را ساختن، ادامه بده
در دیارى که مردمانش قرن‌هاست بابت مطالبات ساده خود تو دهنى خورده‌اند، تو به شفقت ورزیدن بر اطرافیانت، ادامه بده
طاقت بیار رفیق
علیرضا

سه مطلب :

اولا دو‌سه روزه حالم خیلی بهتره- مشکل گوارش داشتم- ، دل درد ندارم، همین که بدون نگرانی رفتم پیش آرایشگر بیست سال قبلم، خیلی چسبید. به شکل حیرت‌آوری با جزئیات درباره روحیات بیست و هفت سالگیم صحبت کرد که تعجب کردم زیرا خودم اصلا فکر نمی‌کردم در چشم مردم- مثلا ایشان- اینقدر اهل تلاش و … دیده می‌شدم و مقادیر مفصلى خرکیف گشتیم😉! خودش در این مدت یک کارخانه شوینده و یک کارخانه فراورده‌های متعدد زیتون زده و کلی درباره صادرات و برندینگ و‌… صحبت کردیم! فرزندش هم داشت میرفت دکتری بیوتکنولوژی بگیره در اروپا (حتما مثل من کف کردید چرا میاد آرایشگاه در حالیکه ابدا نیاز نداره؟ من پرسیدم ازش و او گفت “ این کار را شخصا دوست دارم، آرایشگرى، عشقمه”
من اضافه می‌کنم که به خاطر اخلاق خوبش در همین آرایشگاه، شبکه‌ای قدرتمند از دوستان مختلف در کسب و کارهای مختلف دارد که حسابی کمکش میکنند بالا بالا بپره (قربون شما خوش اخلاقها)
٢-با مرحوم بابک خرمدین در دوره راهنمایی در مدرسه عموییان اکباتان همکلاسی بودیم، درونگرا بود و طنز ریزی و عوالم خودش را داشت و اتفاقا با هم اون موقعها انس داشتیم، چند سال پیش هم لطف کرد و تماسی گرفت و گپی زدیم و حسرت میخورم چرا بیشتر ندیدمش😔 بابت ماجرای وحشتناک رخ داده، بنده هم مبهوتم و علیرغم فرموده بسیاری از شما مبنی بر ارائه تحلیل، فعلا معذورم زیرا مثل خیلی از چیزهای دیگر زندگی، اگر حرف خاصی ندارم ترجیح میدهم شنونده باشم و همچنان مثل بقیه به اخبار و صحبت‌های “رسمی” دقت می‌کنم، اجازه ندهیم این ماجرا، مانده امیدمان را به زندگی، به تلخی تبدیل کند و فضای ناامنی، ذهن و جانمان را تسخیر کند. مسیر کثیف رسانه‌هایی را که با شایعه پراکنی و درج تیترهای جنجالی، از مرگ انسان‌ها برای خود فالوور جمع می‌کنند، تقبیح کنیم😔
مراقب سلامت روان کودکان خود که ممکن است در معرض این اخبار قرار بگیرند باشید
٣- این شبها، همچین یک خط در میان سریال پاپ جوان را می‌بینم با بازی عجیب جودلاو، اگر نکته خوب قابل عرضی یافتم، تقدیم میکنم.

فیلم « دو پاپ» را تازگی دیدم و دیوانه بازی انتونی هاپکینز و جانانان پیرس شدم، تقابل انرژى روانى آپولو و دیونیسوس در نگاه به معنویت، زندگى و رهبرى یک ساختار پیچیده
لحظاتى از فیلم که کشیش آرژانتینى به نقد موضع خویش در دوران “جنگ کثیف” میپردازد قطعا از عظیم ترین دقایق سینماى جهان است
جنگ کثیف یعنى چه؟
اصطلاح جنگ کثیف از دسته‌های نظامی سرچشمه گرفته است که ادعا می‌کنند برای حفظ نظم اجتماعی، یک جنگ، ولو با روش‌های خشن (از جمله شکنجه و تجاوز به عنف) لازم است
ارتش آرژانتین در سال ۱۹۷۸، ۲۲۰۰۰ نفر عمدتا دانش آموز و دانشجو را ربوده شکنجه کرده و به قتل رسانده است.( ویکی پدیا)
کارى ادارى در یک کمیسیون تخصصى دولتى داشتم و خانم محترمى براى پیگیرى کار از سمت وزارت خانه مربوط تماس گرفتند و در انتهاى صحبت گفتند، جواب نامه را برامون می‌خواهند فکس کنند و شماره خواستند! من که سالهاست با وجود ای‌میل و اپلیکیشنهاى واتس اپ و تلگرام و سیگنال و … از فکس استفاده نکرده بودم، عرض کردم خدمتشان که ما دستگاه فکس نداریم و آیا امکان ارسال ای‌میل به آدرس سازمانى ما هست که گفتند مکتوب را پست خواهند کرد!

من واقعا تعجب کردم از اینکه شیوه‌هاى مراسلاتى ادارى آن کمیسیون چطور در بیست سال قبل جامانده است،
به خاطرم آمد که خیلى از متولدین سال هفتاد و پنج به بعد بیشتر از اینکه آدرس ای‌میل داشته باشند، آیدى دارند، فیلم را روى دى‌وى‌دى و فلش نمی‌بینند، آنلاین از سایت‌هاى مطلوبشان تماشا می‌کنند!
حتما میدانید که نه تنها بسیارى از تکنولوژیهاى فعلى تا سه چهارسال بعد وجود نخواهند داشت، بلکه بسیارى از مشاغل فعلى نیز هیچ کاربردى بزودى نخواهند داشت.
-آموزگاران و مدرسان : همین الان هم اینقدر محتواى آموزشى در هر زمینه‌ای در اینترنت ریخته که عملا کلاس حضورى به جز موارد بسیار خاص با معلمینى خلاق و نابغه، محلى از اعراب ندارند
-کامپیوتر و اتوماسیون جاى عمده اطبا، وکلا و مهندسین و صندوق‌داران و منشی‌هاى دفترى را خواهد گرفت زیرا هم دقیق‌تر است هم خسته نمی‌شود (منبع کتاب ذهن کاملا جدید- دانیل پینک)
همین الان کلى از افراد سن بالا از بسیارى از تغییرات فعلى ناشى از اینترنت محرومند و چون کار کردن با اپلیکیشنها را بلد نیستند (بیست سال قبل که جوان تر بوده، تغییرات را جدى نگرفته‌اند😔) و مثلا براى یک جابجایى پول دو میلیونى میروند حضورا شعبات بانکى
اینها را ننوشتم که کسى پنیک بزنه، بلکه هدفم اینست که مقابل تغییر نایستیم و به کمى انعطاف تن دهیم

دیده‌اید بعضی‌ها به هر قیمت می‌خواهند مخاطب «جذب» کنند به سمت محصولشان؟
وعده‌های فربه، استفاده از کلمات ما بهترینیم، خدمات ما عالی‌ترینه…
فقط غیرحرفه‌ایها اینجوری درباره خدماتشان حرف میزنند زیرا:
بخش والد انتقادگر مخاطبتان را حساس نکنید که بگرده ازتون گاف بگیره😰
وقتی میگی ما بهترین مزون آریاشهر را داریم طرف میاد میبینه راه‌پله‌هاتون یا آسانسورتون کثیفه تو ذهنش میگه مرده‌شور مزون شما را ببره که تو یک ساختمان کثیفه! به همین عجیبی😳
خلاصه درس:
۱-مغز مخاطب را طلبکار نکن با کلمات قلمبه سلمبه
۲- اگر سه تا وعده بهش داده‌ای، سه و نیم تا خدمات بهش بده که لذت ببره، اگر ۲.۹ هم سرویس بدی ناراضی میمونه!
✍️تمرین
چه کارهایی بعضی کسب و کارها میکنند که بهشون اعتماد نمی‌کنید؟

#business_tips
In your business, promise less, deliver more, even a bit
Your customers will remember micro-favors and never forget undelivered promises

 

تبلیغ کنید اینجا ولى نه کلیشه‌اى!
نکاتى هم من براتون مینویسم که ضرر نمی‌کنید رعایت کنید:
١- به جاى تمرکز روى عنوان شغلى و تحصیلات‌تان، مستقیم بروید سراغ فایده‌اى که کارتان براى مشترى، کارفرماتون ایجاد می‌کند (نیروى پشتیبانى، کابینت‌ساز سر وقت)
٢- یا هزینه‌اى که ازش می‌کاهید (مشاور مالیاتى) یا وقتى که از او حفظ می‌کنید (سرعت‌عمل و دقت و شهودتان)
٣- تفاوت خاصى که شما با حرفه‌ات ایجاد میکنى چیست؟
👈(معمار هستى ولى تم ابنیه قدیمى را بلدى به آرامى با چیدمان مدرن تلفیق کنى)
👈مدرس یک مهارتى ولى تکنیک‌هاى خاص به خاطرسپارى براى شاگردانت بلدى
👈دندان پزشک اطفالی و‌ تکنیکهای آرام‌بخشی بچه و والدینش😉 را بلدی
جمله قدیمی من را که یادتونه :
«مردم دنبال سوراخ خوب محکم رو‌دیوارند برای نصب قابشون، اینقدر درباره مته ات حرف نزن»

 

تو این دوران قرنطینه فرصت خوبیست که مهارت‌های ریز کاریمان را توسعه بدهیم، من هم کمی درباره #توانگری بلدم که یادتان میدهم شما هم خودتون استفاده کنید و اگر خوب بود به بقیه منتقل کنید (تکخور نباشید)

 

ما در زندگى مثل این کودک خرابکارى می‌کنیم، لگد می‌پرانیم، اما پروردگار رحمت عظیمش را بر خطاى ما می‌گستراند و اکثرا آنرا محو می‌کند؛
او دوباره به ما فرصت می‌دهد بهتر زندگى کنیم،
بخش‌هاى خوبترمان را کشف کنیم و به هستى هدیه دهیم،
اینکه هنوز اشتها دارى براى غذاهاى خوب،
بویایی خوبى دارى براى عطرهاى دلنشین،
و هنوز اشتیاق به موسیقى یا کتاب خوب دارى و دل و دست به رقص در میاد
اینها را دست کم نگیر؛ اینها فرصت‌هاى دوباره خداوند است به تو که گوهر وجودت را کشف کنى
خیلی‌ها آرزوى همین نعمت‌هایی را دارند که با سادگى از آن عبور می‌کنى
مخلص
علیرضا

بعضی‌ها فقط به دنبال حفظ مساله هستند نه حل آن
۱-طرح مساله

۲-فهم مساله
۳-حل مساله
۴-هضم مساله

کارهای غلط
۵- حذف و انکار مساله
۶- حفظ مساله و کاسبی با آن و جلب توجه

نظرات را که خواندم بعضیها مرقوم کرده بودند که این نوشته زنها را زیر سوال می‌برد؛ نه بچه ها! درس شفاى زنانگى درباره انرژیهاى روانى درون یک زن است و مادرى کردن و خواهرى کردن براى بقیه، از جمله مردان، عیب نیست بلکه زمانى دردسرساز می‌شود که بخشهاى دیگر وجود زن در زندگى خودش و طبیعتا در رابطه اش نباشد؛
مثل هدفمندى زن؛
مثل جسمانیت و عشق زنانه؛
طبیعتا ظرفى مثل اینستاگرام اجازه نمی‌دهد همه عوامل را در یک پست توضیح دهیم.
مثلا کلى مرد بی تعهد و هرزه داریم که قطعا به خاطر هرزگى خودش است که رابطه را رها می‌کند منتها امکانش نیست هربار که درباره مثلا یک موضوع شخصیت شناسى زنانه می‌نویسم، عینا مردانه اش را قید کنم! من بارها درباره آسیب شناسى رفتارهاى مردانه نیز نوشته ام و اگر شفاى زنانگى درس داده ام، معنیش این نیست که زن بیمار است، بحث انرژى روانى زنانه است که درون مردان نیز وجود دارد.

مردم دنبال “رازهاى” کسب ثروت، “رازهاى” ازدواج خوب و رازهاى … هستند.
بزرگان و فرزانگان عالم، با کلامى ساده درباره زندگى صحبت می‌کنند و چیزى را نمیخواهند راز آلود نشان دهند که دکانى باز کنند؛
حال خوش انسان محصول چند ماجراست؛ رفاقت و مصاحبتى خوش، دلِ خوش، عشقى و بوس و کنارى،
سفرى و کشف و شهودى،
فهمى عمیق از یک پدیده،
ثروتى و انجام کارى درست و احساس مفید بودن و …
همه اینها که با هم رخ نمیده معمولا، پس زرنگ کسیست که نقد باز است و اگر حال خوشى دست داد، آن را به تمامى زندگى کند…
دربدر تداوم اون حال نباشد که “صوفى ابن الوقت باشد حال دلت اگر خوبه، نوش جونت، غم فرداى بدون اون حال را مخور.
مخلص

یکی از چیزهایی که باعث می‌شود
یک نفر دچار فروپاشی روانی گردد
این است که قهرمان های زندگی اش
را برایش بی معنا کنیم؛ یعنی درباره‌ی
کسی که از او انرژی، جان، زندگی و
انگیزه می گیرند، به او دلبسته اند و
الگو است، بگوییم فلانی که بی غیرت
است، وطن فروش و بی ناموس است.
خب وقتی قهرمان های یک آدم را ازاو گرفتیم، وقتی لنگری نداشت،خیلی راحت می توانیم هرچیزی راروی او پیاده کنیم!
جامعه هم همینطور است؛ آدم هایی که مسئولانه زندگی می کنند، کار می کنند ستون های یک جامعه اند. اگر
شما هم از این آدم ها هستید، بدانید که افراد زیادی با اعتماد به شما است که می توانند قشنگ زندگی کنند؛ شما
می شوید ستون زندگى آدم ها، و این نقش بزرگی است که خداوند به شما داده است، اینکه اراده می کنید
درست زندگی کنید و تعدادى دیگر به درست زیستن شما، درست تر ادامه می‌دهند.
لنگر بودن با تکیه گاه بودن فرق دارد ، کافیست خودت ، بهترین خودت باشى. مسوولیتیست غیر مستقیم تر.