چیزی که جان انسان را می‌سازد تلاش است نه پیروزی و شکست
این جمله حاصل یک عمر موفقیت است و کلى شکست و یک میانسالى قابل قبول
یکی از بچه‌های فامیل را زمانی که در دانشکده حقوق قبول شد به یاد می‌آورم؛
بعد از فراغت رفت سراغ امتحان کانون وکلا و در کلاس‌های آمادگی این آزمون با مدیر حقوقی یک شرکت بزرگ آشنا شد و ایشان از این پسر خوشش آمد و ایشان را برد در شرکت خودشان، اما در آنجا احساس می‌کرد جنبه‌ی تزیینی دارد.
اولین‌بار شکایت کرد که اینجا آدم بی فایده‌ای هستم و اگر در خانه بشینم حداقل چند تا کتاب می‌خوانم. من به او گفتم نه حتی اگر بی‌فایده هم هستی آنجا بشین چون اشتغال همین است. باید بشینی و نسبت به کار جدید شکل بپذیری. چند وقتی گذشت و مجددا به من زنگ زد. گفت مدیر من عوض شده و مدیر جدید اصلا من را آدم حساب نمی‌کند! چند باری که رفتم پیشش به من گفته شما برو خودمان کاری بود خبر می‌دهیم.
اون پسر می‌گفت پس عزت من چه می‌شود؟
من بهش گفتم شاید کارایی لازم را نداری، شاید وقتی زیرآبت را می‌زنند باید بروی با زیرآب‌زن‌ها جدال کنی و جواب‌شان را بدهی.
مکثی کرد و گفت باشه می‌مونم! گفتم صبر کن؛ پیام بزرگتر این قضیه این است چیزی که مرد را در زندگی می‌سازد جدال است. نه پیروزی یا شکست. این مهمترین چیزی است که در بحث سفر زندگی به آن می‌رسیم.
چیزی که جان انسان را می‌سازد تلاش است نه پیروزی و شکست و شاید به همین دلیل شکست نیز به اندازه‌ی پیروزی و شاید گاهی بیشتر، باعث رشد می‌شود و به فردیت‌شان نزدیک می‌کند.

این مطلب را هم بخوانید
معرفی فیلم: Room

 

1+
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *