آدمهایی هستند که از نظر فلسفی یه طور فکر میکنند ، از نظر دینی یه طور دیگه ، دو تا کتاب روانشناسی و جامعه شناسی هم خونده اند و جورای دیگه هم فکر میکنند ، حالا اینهمه اطوار فکری به اطوار عملی هم کشیده میشه…یه شتر گاو پلنگی هستند که نگو ! ساحت فلسفی -عرفانی- روانشناسی دارند که بیا و ببین…نگاهشون کن ! دائم در تعارضند…انسان موجودی است که بلده تعارض را قایم کنه ولی زندگی خاصیتش اینه که زیرو رو میکنه آدم را…

آدم باید یک دست بشه یه جایی…این همه تکثر فکری آدم را متلاشی میکنه…نمیشه مثل توماس فریدمن پول دربیاری و مثل ابوذر خرج کنی و مثل بریتنی اسپیرز شوهر کنی و مثل رابعه عدویه خدا بپرستی…یه جا باید یه کاسه بشی….قران تعبیرش عجیبه از آدمی که هزار پاره است : رجل فیه شرکاء متشاکسون ۲

طرف آشنامونه ، دو دهه فاطمیه سیاه پوشه ای کاش از ملاطفت و درک بهتری نسبت به زنان اطرافش ، همسرش، دخترش، حتى مادر و خواهر و همکار خانمش پیدا میکرد؛
با درک مقام حضرت زهرا(س) به درک بخش زنانه عالم نزدیک میشویم .
حضرت زهرا فقط بانویى ٢۴ ساله نیستند که دختر رسول الله بوده اند، ایشان نمادى از ذات زنانه هستى هم هستند وگرنه ایشان را حقیقت شب قدر لقب نمیدادند اگر کسی ادب حضور در عزاداری صدیقه طاهره پیدا کنه اولین چیزی که تو وجودش حل میشه حرمت داشتن زنانگی در زندگی است. سیه پوش صدیقه طاهره نمیتونه تو سر زن و دختر و خواهرش بزنه…جلوی جمع به خاطر یه تار مو ، تمام حرمت اون دختر نوجوون را به زیر نمیکشه….بلده مثل نبی اکرم که با روی خوش ،دلبری کنه از قلوب مومنین…
فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ

{ ای پیامبر } پس به [برکتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست مى‏دارد.

وجود نازنین فاطمه زهرا کجا و بدفهمی های اهل غلو کجا ؟   طرف بلده برای تنهایی اون زن گریه کنه ولی توان درک تنهایی عظیم “دختر خودش” را نداره ، همه خونه باید به سلیقه ایشون زندگی کنند ،  به همسایه اش که میرسه میشه شمر و موقع کاسبی میشه راکفلر و  در شفقت بر خلق لئیم است و در “مدیریتش” میتونه هزار “پشت هم اندازی “را بازی کنه ….لهم قلوب لا یفقهون بها

و  میاندیشم در این سالگرد  شهادت ، چه عظمتیست در اکرام صدیقه طاهره به مردان و زنان مومنی که  به نور ایشان ، منور شده اند ( دعای نور منسوب به فاطمه زهرا س) ۳

خاطرم هست که سالی نه چندان دور در ایام فاطمیه به همت دانشجویی اهل دل به اسم باهر  در روستای ایرا از توابع لاریجان، نزد جناب علامه حسن زاده آملی شرفیاب شده بودیم( ایشان دانشمندی هستند که معتقدند حضرت زهرا حقیقت شب قدر هستند) ؛ موقع خداحافظی ، بزرگواری میکردند و تا دم در مشایعت میکردند. جراتی کردم و درباره محتوای پرسوز و گداز بعضی روضه های مجالس حضرت صدیقه طاهره ازشون پرسیدم که اقا چنین مسائلی چقدر صحت داره ؟ برافروخته شدند و با ناراحتی فرمودند ” آقا ما هرچه میکشیم از منبرهای بی سواد است …”

بنده  ناچیز ، بعد ۳۲ سال  هیات رفتن به این نتیجه رسیده ام  که سخنران و مداح با سواد ، غیر اهل غلو یافتن کار ساده ای نیست ؛ حداقلش اینه آدم خودش بشینه ۴۴ تا کتاب محققانه بخونه که عقلش تعطیل نشه ( در آخر این مقاله ملاحظه بفرمایید )

=====================================================================

۲ – ضرب الله مثلاً رجلاً فیه شرکاء متشاکسون و رجلاً سلماً لرجل، هل یستویان مثلاً الحمد الله، بل اکثرهم لا یعلمون» (زمر / ۲۹) من (خدا) مثالی برایتان می‌زنم، یک مقایسه‌ای بکنید بین نوکری که چند ارباب که خود آنها با هم دعوا دارند و نوکری که ارباب واحد دارد؛ نوکری که چند ارباب و فرمان‌ده دارد، خود این ارباب‌ها با هم دعوا دارند، اگر خود این ارباب‌ها با هم دعوا نداشتند، خوب همه می‌گفتند، بنشین، می‌نشست، می‌گفتند برو، می‌رفت، اما خود ارباب‌ها با هم دعوا دارند، یکی می‌گوید بنشین! یکی می‌گوید حرف بزن!)

۳- سیّد ابن طاووس در کتاب«مهج الدعوات»از سلمان روایتى نقل کرده که:در آخر روایت مطلبى آمده به این مضمون: حضرت فاطمه علیها السلام کلامى به من آموخت که از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله فراگرفته بود،ایشان آن را در صبح و شام مى‏خواند به من فرمود: اگر مى‏خواهى هرگز در دنیا دچار تب نشوى بر آن مداومت کن.و آن کلام این است:

بِسْمِ اللّهِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَْالنُّورِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى کِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِی مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّءِ مَشْکُورٌ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.
به نام خداى نور،به نام خداى نور نور،به نام خداى نور بر نور،به نام خدایى که تدبیرگر امور است،به نام خدایى که نور را از نور آفرید،و سپاس خدایى را که نور را از نور آفرید،و نور را در کوه طور فرو فرستاد در کتابى بر نوشته،در ورقه‏اى گشوده،با اندازه‏اى درخور،بر پیامبرى‏ آراسته،سپاس خداى را که به عزّت یاد شود،و به عظمت مشهور است،و بر شادى و بدحالى سپاسگزارى شود، درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاکش.

این مطلب را هم بخوانید
جستجوی عشق | خلاصه کتاب زن بودن تونی گرنت از سایت کانون مطالعاتی یونگ

– کتب پیشنهادی برای مطالعه تاریخ اسلام :
در درجه اول دکتر محمد ابراهیم آیتی را معرفی میکنم که به حق از معجزات حوزه و دانشگاه در زمینه تاریخ اسلام بوده اند . زندگی نامه ایشان را اینجا بخوانید و لذت ببرید .

شهید مطهری در صفحه ۲۲۲ کتاب ده گفتار در تمجید از مقام علمی و زحمات ایشان چنین یاد می کند: « آقای آیتی یک مورّخی است نسبت به تاریخ صدر اسلام، من به جرأت می توانم بگویم در همه تهران و شاید در همه کشور کسی نداریم که به تاریخ صد ساله اول اسلام مثل آقای آیتی احاطه داشته باشد. کسی مثل او نیست که به جزئیات این قسمت از تاریخ احاطه و اطلاع داشته باشد. این مرد بر تمام متون تاریخی این قسمت مسلط است و جزئیاتش را می داند. اگر مثلا از جنگ بدر بپرسید، یک یک آدمهایش را می شناسد. حتی گاهی می گوید پدرش کیست، مادرش کیست، خویش و تبارش کیستند. حرفی که این مرد بگوید سند است… ایشان آخرین اثری که تألیف کرده اند و دانشگاه چاپ کرده است کتابی است در تاریخ اندلس. کتاب بسیار خوبی است و درباره حادثه اسلامی بزرگی است که ما مسلمانان و بالاخص ایرانیها در موضوع این حادثه خیلی تقصیر کرده ایم. این تاریخ را بگیرید و بخوانید.»

متاسفانه ایشان ، در اثر سانحه رانندگی در ۵۱ سالگی ( ۵۰ سال قبل )  از دنیا رفت ولی آثار ایشان در دسترس میباشد .

فرازهایی از اندیشه استاد آیتی

دین داری و دین شناسی
دین داری غیر از دین شناسی است. برخی از مردم به خدا و رسول دین و آئین عقیده دارند و در انجام مراسم مذهبی کوشش به سزا می کنند، اما دین شناس نیستند و کوششهای آنان غالبا جاهلانه و عامیانه است. همین مردم که گاهی به قصد قبت با خدا می جنگند و برای خاطر دین به دین و دینداران حمله می کنند… اینطور نیست که هر مسلمانی بفهمد مسلمانی چیست، بسا می شود شخص در عین آنکه مسلمان و متدیّن باشد فکری یا افکاری ضد دین داشته باشد و به نام توحید و خداشناسی، شرک ورزد و به نام اخلاص ریاکاری کند… مردم دیندار باید بیش از هر چیز به فکر دین شناسی باشند تا هم آبروی دین را نبرند و هم آنچه به نام دین انجام می دهند مورد رضای خدا و رسول باشد… یکی از افکار خطرناک ضد دین آن است که انسان تصور کند هر کاری که قیافه مذهبی پیدا کرد خوب است و ثواب دارد، اگر چه روح دین از آن بیزار و بی خبر باشد…

تاریخ پیامبر اسلام ( خلاصه این کتاب را اینجا میتوانید ملاحظه بفرمایید استاد در این کتاب از ۱۵۶مرجع علمی استفاده کرده است. دکتر گرجی دانشگاه تهران زحمت تبدیل دست نوشته های استاد به این کتاب نفیس را به عهده داشته اند  )

این کتاب تحقیقی است مستند، گسترده و دقیق بر اساس متون کهن در پیرامون  حضرت رسول اکرم (ص)که مؤلف در تنظیم آن زحمات فراوانی را متحمل شده اند. این کتاب با تعلیقات و اضافاتی از دکتر ابوالقاسم گرجی از طرف دانشگاه تهران چاپ شده و چندین بار تجدید چاپ گردیده است ( اینجا را بخوانید ) خود کتاب را بنیاد پژوهشهای اسلامی،سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)  منتشر کرده است

بررسی تاریخ عاشورا

خمیر مایه این کتاب را مجموعه هفده سخنرانی دکتر آیتی در رادیو ایران در سال های ۱۳۴۳ – ۱۳۴۲تشکیل می دهد. این اثر به همت استاد علی اکبر غفاری تنظیم و چاپ شده و تاکنون در حدود ۱۰نوبت تجدید چاپ شده است

کتب آقای رسول جعفریان نیز در این زمینه متعدد و بسیار خواندنی هستند.

کتابی نیز من چند سال پیش خواندم که بسیار جالب بود از یک روحانی به نام صالحی نجف آبادی به اسم غلو که واقعا توش زحمت کشیده شده بود .در فصل اوّل به جریان غلوّ در میان مذاهب اهل سنّت پرداخته و در فصل دوم، غالیان مذهب شیعه را بر شمرده و در هر یک به ذکر نمونه‏ هایى از غلوّ در گفتار و نوشتارِ سه دسته از غالیان پرداخته است و آنان را مثلّث شوم نامیده است که دسته اوّل: دشمنان ائمّه اند، و دسته دوم: عشرت طلبان کامجو و هرزه ‏اند، دسته سوم: بعضى از دوستان افراطى دلباخته ائمّه ‏اند. ( انتشارات کویر )