سریالی ۵ قسمته بر اساس کتابی از ادوارد سنت آین ساخته شده است که با بازیهای حیرت آور بندیکت کیومبربچ Benedict Cumberbatch سر و صدایی برای خودش کرده است.

داستان ( مراقب باشید اگر سریال را دیده اید لو نرود)

  • ماجرا با خبر مرگ پاتریک از طریق تماس تلفنی شروع میشود و دوربین مردی را نشان میدهد که پای تلفن خم میشود و تو گمان میکنی از حجم غم این خبر است ولی شوک اولیه آنجاست که او خم میشود سرنگ تزریق هروئین را از زمین بردارد و شما متوجه اعتیاد شدیدا تاریک این مرد به هروئین ، الکل و کوکائین میشوی و سفرش به نیویورک برای تحویل خاکستر جنازه پدر

  • اینهمه دست و پا زدن در موار غیر طبیعیست ولی در اپیزود دوم است که متوجه میشویم در باغی بی نهایت زییا و فرانسوی با تابستانی رویایی ، جنایتی خاموش توسط پدر این پسر بچه انگار در حال وقوع است و اینجاست که ترسی وحشتناک از پدر این خانواده ( دیوید ملورز) بیننده را فرا میگیرد زیرا فیلم دقیق نشان نمیدهد چه اتفاقی احتمالا در حال وقوع است ( تا صحبتهای اپیزود ۵)

 

  • داستان به کلیشه اعتیاد و اراده و ترک نمی افتد زیرا موضوعش اعتیاد نیست ، موشوعش رنج عمیق آدمیست که با مواد و الکل از درونش میخواهد فرار کند و صدای وحشتناک درونش را میخواهد خاموش کند و در لحظه هیولایی که از درون دارد فرد را محو میکند ، از او در بیرون یک هیولای دیگر ساخته است در پایمال کردن حق دیگران و …

 

نکات روانشناختی فیلم :

  • رنجهای عظیم خانوادگی سر منشا اجتنابهای شدید زندگی مثل اعتیاد است . انگار فرد فقط میخواهد نشئه باشد که لحظاتی رنج نکشد در حالیکه رنج با قوت در ناخودآگاه ما حضور دارد و بالاخره تله بی ارزشی فعال میشود و فرد بارها و بارها میخواهد خودش را از بین ببرد.
  • فیلم به شکلی زیبا مادر غایب ( ضعیف در برابر پدر زورگو) و نقش غیر مستقیمش در آسیب شدید روانی فرزند را نشان میدهد. ( النور مادری همیشه الکلی است)
این مطلب را هم بخوانید
معرفی کتاب: جنگ پنهان

  • در جایی از اپیزود ۴ و ۵ است که میبینیم هیولایی مثل دیوید ملورز( پدر ) به راحتی توسط پسر ، پاتریک در حال بازسازی است. پاتریک نیز با میگساری های بی مسوولانه خود ، فرزندانش را در نا امنی شدید قرار میدهد و چون آنها را مورد ازار جنسی قرار نداده ( مثل پدرش) دلیل نداره پدر خوبی باشد که نیست ! زیرا او دارد با بی بند و باری مواد و سیگار و الکل و بعضا سکس خارج از ازدواج ، خودش و خانواده اشد را از بین میبرد.
  • سایه شخصیتی بخشی از زندگیمان است که از مواجهه با آن میهراسیم و ممکن است آنرا خودمان زندگی کنیم. کسانی دم از آزادی حقوق مردمان میزنند و بعد از ساقط کردن صدام ، خود دست به فسادی گسترده تر از او با بیت المال مردم عراق میزنند !
  • نقش زن پاتریک در این فیلم به عنوان زنی دارای اصول و مهربان اما جدی ، بی نهایت حیرت آور است.

 

تحلیل خوب رضا حاج محمدی را اینجا خواندم.

تحلیل محمود صادقلو گیوی را اینجا خواندم .

فیلم Maze مسیر پر پیچ و خم

 

1+
3 پاسخ
  1. بهار
    بهار گفته:

    بهترین لحظه سریال وقتیه که میبینی پاتریک ترک کرده بابا شده تقریبا رو پاست و فک میکنی یه فصل جدید توی زندگیش به وجود اومده اما کم کم میفهمی نه پاتریک همون آدمه فقط یه راه جدید برای تباهیش انتخاب کرده.

    0
    پاسخ
  2. طلا احمدی
    طلا احمدی گفته:

    هنوز ندیدیم
    ولی خواهش دارم که فیلم های مرتبط با مطالب آموزشی رو معرفی که ما ببینیم
    اینجوری فیلم دیدنمون هم هدف دار میشه .
    مرسی از شما

    1+
    پاسخ
  3. سارا
    سارا گفته:

    بعد از مرگ مادر و آخرین نفر از دوستان حلقه پدر، خانوده معنای زندگی پاتریک شد. پاتریکی که تا مرز جنون الکلی بود و بی بند و بار، با صدای درونش مقابله کرد چون حس کرد بعد از این همه فرار کردن،نئشگی و هرزگی باز هم صدای درونش وجود داره و اون رو می بلعه(البته این کار برای پاتریک با رنج زیادی همراه بود) و مثل فیلمهای ایرانی نبود که یهو طرف رستگار میشه!!! این درد و رنج رو کاملا میشه در سریال حس کرد و اینکه چقدر تحملش سخته، حتی ی جاهایی به پاتریک حق میدادم که بره سراغ الکل. پایان بندی فیلم عالی بود صدای درونش این بار برخلاف تمام این سالها با پدرش مقابله کرد و موفق شد.ممنون از معرفیتون آقای دکتر 🙂

    1+
    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *