به لطف خاندانى بسیار بامحبت، هفته پیش باخبر شدم که جواز دارم سه شنبه ٢۶ اسفند، براى اولین بار شرفیاب شوم به نجف اشرف و کربلا،

نگران کرونا، شب عید و خانواده و … بودم، خاطرم آمد که سال نود و سه، ماههاى آخر باردارى خانمم بود که سفر عمره با پدر و پدرزنم پیش آمد و آن موقع بحث شیوع یک بیمارى تنفسى بود به اسم : Mers
که شازده خان، ویروس کرونا عاملش بود؛ با کلی ترس و لرز بالاخره رفتیم و عجیب چسبید و بعدش دیگه کلا روابط آقایان با سعودیها پکید و بساط عمره جمع شد😳
اینبار چی؟ کربلا، زوار، کرونای انگلیسی؟
خیلی پراکنده ذهن بودم و بین بخش‌های مختلف عقلم حیران تا اینکه پشت رول تو ترافیک سیدخندان نشسته بودم که یهویی مطمئن شدم باید بروم، شهودم میگفت این فرصت هرگز برایم تکرار نخواهم شد، تا اومدم خونه، کلی سرچ کردم درباره عراق و نقشه شهرها و اماکن دیدنی و هتلها و برنامه‌ریزی سفر چهل و هشت ساعته و برابری پول و‌ هزینه رومینگ و پروتکل‌هاى بهداشتى جدیدو …😉
…..
یکروز به مانده به سفر ،خبری منتشر شد که به علت کرونا، پروازهای عراق به ایران کنسل شد! سفرم عملا رفت رو هوا ولی زیاد فرقی برایم نمی‌کرد،
از درون سفرم را شروع کرده بودم و خودم را در برابر ایوان نجف شهود می‌کردم
من میدانستم زیارت نمادیست برای حضور قلب در محضر یک وجود معنوی، خیلی درگیر جغرافیا نبودم هیچوقت؛ ولی به عنوان یک مرد کمی دنیادیده، تجربه فیزیکی حضور را از دست نمیدهم…
ما که دعاگوى سعادت و سرور شما مردم نازنین هستیم، اگر هم زیارتى میرفتیم، دست آخر همان دعاهایى را میکردم که همیشه زندگیم خصوصا شبهاى قدر با شما مردم از پروردگار میخواهیم :
“خدایا
فرصتهاى عالى و ثمربخش
و دل خوش
و دستى پر و ثروت و فراغت حال
و کتب سودمند و معلمینى عالى
و سفرهاى پر از دلخوشى
و سلامت جسم و جان
نصیب همه ما مردم بگردان”
———-
بماند به اسفندانه سوم شعبان نود و نه

این مطلب را هم بخوانید
روزت مبارک زن
+1
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *