✍ پرسش:

من ۹ ساله متاهلم، تازگی ها تو محل کارم عاشق یه دختر خانم شدم اوایل خودم را نگه داشتم و بهش نگفتم ولی بعد از مدتی حسم رو نسبت بهش اعلام کردم و این رابطه تقریبا یه ماهی طول کشید. الان رابطم بنا به دلایلی قطع شده ولی حسم نسبت بهش مونده هنوز! نمیدونم الان چه کنم؟!

🎧 پاسخ صوتی دکتر شیری:

16+
این مطلب را هم بخوانید
چگونه با ترس از ازدواج کنار بیایم؟
20 پاسخ
  1. ا.بارانی
    ا.بارانی گفته:

    با سلام و احترام خدمت استاد گرامی
    همین پاسخ های خلاصه هم خیلی ارزشمند هستند…انیدوارم خیری که به جامعه میرسانید صدها برابر به زندگی و امور دنیا و آخرت شما بازگردد
    سپاس فراوان‌ از آگاهی بخشی شما

    3+
    پاسخ
  2. ناديا
    ناديا گفته:

    سلام
    اینکه چه ویژگی هایی در ایشون یا اون دخترخانم بوده که باعث به وجود اومدن این احساس شده که اسم عشق رو روش میذارن و با این فرض که عشق اساطیری هم هست، آدم باید به عواقب کارهاش فکر کنه و هزینه ای که باید پرداخت کنه که آیا می صرفه یا نه.میدونم برای کسی که به احساسش اسم عشق میده این حسابگری ها سخته اما باید عقل رو همیشه سرلوحه قرار داد. این ماجراها تمامی نداره و ممکنه آدم در زندگیش به تعدادی آدما احساس ویژه ای داشته باشه. خویشتن داری سخته اما بهتره کاری رو که فردا مجبور به انجامش هستیم رو امروز انجام بدیم

    2+
    پاسخ
  3. فاطمه
    فاطمه گفته:

    اولین بار بود که از این دریچه به این موضوع پرداخته میشد؛شنیدم. ممنونم. حالم بهتر شد و با حال بهتر تصمیمات بهتر گرفته میشه

    2+
    پاسخ
    • زهرا
      زهرا گفته:

      سلام .مفهوم حرفاتون و عالی بود.اما توی حرفاتون خیلی ضرب و المثل میگین..اگه به زبون ساده و معمولی صحبت کنید پاسختون خیلی واضح تره..

      1+
      پاسخ
  4. اسماعیل
    اسماعیل گفته:

    اقای شیری خیلی جالب بود جوابتون برام،
    مخصوصا اونجاش که مثال عدم مصرف مواد مخدر رو زدید در حالیکه میدونیم خیلی هم ممکنه لذت های عجیب و غریبی داشته باشه.
    خیلی خیلی مثال جالب و خوبی بود.
    چون همیشه فکر میکردم منی که در رابطه با پارتنرم هستم و یه خانم دیگه میبینم و ازش خوشم میاد، این خوش اومدن و جذب شدن غیر عادیه و شاید مشکلی در من هست.
    ولی با این مثال خوبتون قضیه برام جا افتاد،.
    چون مثلا با اینکه دوستان درگیر اعتیاد زیادی داشتم و میدونم قرص و مواد چه لذت ها و سرخوشی های موقتی زیادی میده و گاها هوس اون سرخوشی ها رو میکنم، ولی هیچ وقت سمتش نرفتم و میدونم نخواهم رفت.
    رابطه عاطفی هم همینه و با هزینه فایده کردن میشه راحت جلوی ضررها و ابرو یزی های بزرگ رو گرفت.
    ممنون 👍👌🏼

    3+
    پاسخ
  5. پردیس
    پردیس گفته:

    واقعا صحبت هاتون عالیه.
    من دقیقا برام پیش اومده بود پایان رابطم طرف مقابلم همزمان کسی دیگه را در نظر گرفته بود.

    1+
    پاسخ
  6. فریوش
    فریوش گفته:

    جناب دکتر شیری لطف میکنید در مورد فرد اسیب دیده ای که بهش خیانت شده راهنمایی کنید؟چطور خیانت رو فراموش کنیم؟با وجود فرزند و سالها زندگی مشترک چطور میشه دوباره اطمینان کرد؟؟؟این بار سنگین شک و شبهه چطور از بین ببریم؟؟

    2+
    پاسخ
  7. Soode
    Soode گفته:

    سلام, خیلی ممنون. همینطور که گفتید آدمها پیچیده هستند. برای خودشونم هم پیچیده هستند. خیلی خوبه که حس عاشقانه نسبت به یک آدم تبدیل به یک حس چارچوب دار اجتماعی بشه, ولی اینکار واقعا نیاز به مهارت و الگوهای فکری درست و شناخت از خود و وضعیت موجود داره . ما هیچ کجا در حساسترین زمانهای زندگیمون, کودکی و نوجوانی یاد نگرفتیم و احساساتمون در بعضی مواقع واقعا افسار گسیخته میشه وکنترل اصلا و ابدا کار آسونی نیست به خاطر همین آدمها در این شرایط یا کلا رابطه رو قطع میکنند و یا تا ته میرن تو رابطه. و هر دو باعث رنج فراوان میشه و غیر قابل تحمل. برقرار کردن تعادل به نظرم نیاز به موارد بالایی که گفتم داره و مهارتهای اجتماعی که پسر و دختر با اولین برخورد و جذاب شدن برای همدیگه رابطه را به سمت مسائل احساسی و عاطفی نبرن و چیز عجیب غریبی برای خودشون نسازن. مخصوصا در ایران که ما سالها بدون هم و بدون تجربه های مشترک سر کردیم. و آماده برای روبرو شدن با هم بدون حس و حال عاشقانه نیستیم. البته که ممکن هست برای این دوست ما فرق کنه که اگر این هست واقعا باید تکلیف رابطه ی قبلی مشخص بشه. انتخاب همه ی این راه ها سختی و رنج به همراه داره ولی کدوم راهی در رشد هست که سختی نداشته باشه . البته فکر میکنم در این شرایط تجربه ی زیسته آدمها در نهایت انتخاب اونها رو شکل میده و انسان هم در این تجربه ی زیسته در حال آزمون و خطاست. و در نهایت تصمیم و انتخاب…

    1+
    پاسخ
  8. متين
    متين گفته:

    سلام،من دوسال عقد هستم،و بشدت احساساتی،
    محض خریت با کسی اشنا شدم،و الان به شدت هرچه تمام تر شیفته و … شدم، به طرزی که هر ۲۴ ساعت میخوام تنها باشم،و گریه کنم،چند روزی هم هیچ اشتاهایی به غذا… ندارم
    شبو روز از فکر غصه اشک چیزی ندارم،
    به طرفی که تازه باهاش اشنا شدم،قضیه رو گفتم،که دوسال نامزدم،
    اون بنده خدا هم فقط اشک ریخت،ولی بهم گفت اونم همچین علاقه ای به من داره، و گفت اگه میتونی هرجور که خودت صلاح میدونی ،نامزدیتو بزاری کنار ،من هستم تا همیشه،ولی نمیتونی، من نمیتونم باعث بشم زندگی اون دختر بد از بدتر بشه، و خودم رو میزارم جای اون ….
    من به هیچ عنوان نتونستم تو زندگیم دل کسی رو بشکنم، چه برسه به کسی که الان نامزدمه، ولی چیکار کنم که اونو بیشتر از نامزدم دوست دارم،و علاقه بهش دارم.
    نمیدونم واقعا بریدم

    0
    پاسخ
  9. رضا اصفهانی
    رضا اصفهانی گفته:

    سلام
    برای اولین بار بود که بصورت کاملا تصادفی جواب قابل تامل دریافت کردم .بسیار عالی
    تشکر .
    دعا گوی شما هستم دنیا و آخرت سرافراز و پیروز باشید .یا علی

    1+
    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *